معامله نفت خام در فارکس

تله های ذهنی در سرمایه گذاری

مشاهده بیشتر: دوره آموزش جامع فارکس ، جامع ترین آموزش فارکس و بورس جهانی

10 تله ذهنی در جاده موفقیت

موانعی که بر سر راه موفقیت وجود دارد، بیشتر از آن است که بخواهید وقت تان را بر سر موضوعاتی هدر بدهید که جز در ذهن تان در جای دیگری وجود ندارد.

ادراک ما از واقعیت گاهی اوقات دستخوش تحریف می شود. باورهای مان و چگونگی مدیریت کردن موقعیت های مختلف، واقعیت را وارونه جلوه می دهد. در این شرایط درصد خطا کردن مان بالا می رود و احتمال این که درباره خودمان و دیگران اشتباه قضاوت کنیم، بیشتر می شود.

این تله های ذهنی می تواند الگوهای تفکر مسموم یا تعصبات شناختی باشد که دیدگاه ها و تفکرمان را تحت تأثیر قرار می دهد. تغییر یافتن شیوه تفکر به دلیل افتادن در دام این تله های ذهنی توانایی ما را در رسیدن به موفقیت تحت الشعاع قرار می دهد. چنانچه بر این خطاهای فکری درونی مسلط شوید، می توانید کنترل زندگی تان را به دست بگیرید و مسیر رسیدن به موفقیت را هموار کنید.

توانایی ذهنی تان را با درک تأثیر این 10 تله ذهنی بر واقعیت گسترش دهید و موانع رسیدن به موفقیت را یک به یک از پیش پا بردارید.

1ـ باورهای خود محدودکننده

هیچ عاملی مانند خودناباوری و دیگر باورهای محدود کننده قابلیت ها و توانایی ما را در رسیدن به موفقیت محدود نمی کند. وقتی به خودتان می گویید که نمی توانید یا نباید کاری را انجام دهید، این باورهای محدود کننده شما را از مسیر درست خارج می کند و متقاعدتان می کند کاری را که برای در آغوش گرفتن موفقیت لازم است، انجام ندهید.

این باورها غالباً در پی تجربیات منفی و ناخوشایند شکل می گیرد. اگر اجازه بدهید که این باورهای خودمحدود کننده بر شما مسلط شود، این باورها توانایی تان را بری رسیدن به موفقیت محدود می کند و مانع بروز یافتن قابلیت های واقعی تان می شود. به جای این که به خودتان بگویید، «نمی توانم»، از خودتان بپرسید: «چگونه می توانم؟»

2ـ کمالگرایی

تلاش برای بهبود خود و در جست وجوی بهترین ها بودن خصلت پسندیده ای است که برای رشد و یادگیری به شما انگیزه می دهد، اما در عین حال باید بپذیرید که نمی توانید کامل و بی عیب و نقص باشید. در واقع هیچ کس کامل نیست، این نقص ها ویژگی انسان بودن است. اگر وسواس رسیدن به کمال را داشته باشید یا اگر تنها در صورتی راضی می شوید که همه جزییات در حد ایده آل باشد، در واقع اجازه می دهید که کمالگرایی مانع از رسیدن شما به موفقیت شود.

واقعیت این است که کمالگرایی ریشه در ترس دارد؛ ترس از مورد انتقاد گرفتن، ترس از پس زده شدن، ترس از این که دیگران عیب های تان را ببینند و درباره تان قضاوت کنند. اگر عنان زندگی خود را به دست کمالگرایی بدهید، مطمئن باشید که این وسواس هیچ گاه اجازه نمی دهد که به خط پایان برسید و کارهای تان را در موعد مقرر کامل کنید. این کمالگرایی شما را با دیگران بیگانه می کند. به علاوه وسواس رسیدن به ایده آل ها باعث می شود که خودتان را از لذت قدردانی و شادی از رسیدن به دستاوردها محروم کنید، چرا که هیچ چیز به اندازه کافی برای تان خوب نیست.

3ـ فقط چیزی را که می خواهید، می بینید

تا به حال برای تان پیش آمده که گزارشی را بخوانید و فقط یک راه برای تفسیر آنها به نظرتان برسد، حال آن که همکارتان همین گزارش را به شیوه کاملاً متفاوتی تحلیل کرده باشد؟ یکی از دلایل این اختلاف نظر این است که همه ما جهان را از دریچه چشم خودمان می بینیم. دیدگاه های پیش داورانه و متعصبانه ما یکی از عامل های اصلی پیشرفت نکردن مان است. این تله ذهنی مرتبط با موضوعی به نام «سوگیری تأییدی» است. منظور از سوگیری تأییدی گرایش ما برای دیدن و تعبیر چیزها به روشی است که باورهای مان را تأیید کند.

ما غالباً خودمان را فقط در معرض دیدگاه هایی قرار می دهیم که با نظرات مان سازگاری داشته باشد و هیچ تلاشی برای آشنایی و تحلیل نظرات مخالف نمی کنیم. در عوض اطلاعات را به گونه ای تعبیر می کنیم که همسو با طرز فکرمان باشد. این سوگیری به ویژه درباره مسائلی صحیح است که در عمق باورهای ما ریشه دوانده اند یا بار عاطفی دارند. درک این که سوگیری و نظرات متعصبانه راه را برای تصمیم گیری های اشتباهی باز می کند که موانعی جدی را در مسیر موفقیت ایجاد می کند، چندان دشوار نیست.

4ـ ترس از تغییر

ضرب المثل قدیمی «تا چیزی خراب نشده، لازم نیست تعمیرش کنی» بازتابی از ترس ما برای تغییر است. حتی اگر ترس از تغییر در ظاهر مشخص نباشد، بسیاری از ما احساس می کنیم که حفظ وضعیت به همان روال سابق ایمن تر و آسان تر است. گذشته از هر چیز اگر مشکلی وجود ندارد، چرا باید خودمان برای خودمان دردسر درست کنیم؟ از قدیم گفته اند سری که درد نمی کند، دستمال نمی بندند، اما چه بخواهیم، چه نخواهیم، تغییر اجتناب ناپذیر است. موفقیت نیاز به نوآوری و مهارت های خلاقانه در حل مسئله دارد، شرط تأمین این نیازها این است که با آغوش باز از تغییر استقبال کنیم و زمینه را برای رشد خودمان مهیا کنیم.

تمایل ما برای یکسان نگه داشتن شرایط تاحدی از تعصب مان نسبت به وضع موجود نشأت می گیرد. ما وضع موجود را به مثابه خط مبنایی می بینیم که می خواهیم آن را حفظ کنیم. چنین ذهنیتی مانع رشد می شود، پذیرش نوآوری را دشوار می کند و باعث می شود که در برابر ایجاد تغییرات ضروری مقاومت کنیم. اگر برای از بین برداشتن تعصبی که نسبت به شرایط فعلی دارید، اقدام نکنید، این جبهه گیری اجازه نمی دهد که برای رسیدن به موفقیت خطر کنید و قدر فرصت ها را بدانید.

5ـ صبر و تعلل بیش از حد

تا به حال چند بار شنیده اید که مدیرعامل یا صاحب کسب و کاری پول و وقت خود را صرف پروژه ای می کند که امیدی به بازدهی آن نیست؟ آن چیزی که در وهله اول فکر درخشانی به ذهن تان می رسد، ممکن است هیچ گاه عملی نشود. اما برخی به جای این که این ایده نامناسب را کنار بگذارند، سرمایه و منابع بیشتری را به آن تخصیص می دهند، به این امید که شاید در نهایت به نتیجه برسند.

این تله ذهنی به دام هزینه هدررفته موسوم است. هزینه ریخته شده یا نابرگشتنی سرمایه ای است که هدر رفته و امیدی به برگشت آن نیست. زمانی که متوجه شدید، ایده ای محکوم به شکست است، صرف نظر از مبلغی که برای سرمایه گذاری اولیه هزینه کرده اید، باید از آن ایده دست بردارید. در غیر این صورت سرمایه، منابع، زمان و انرژی باارزش تان را صرف موضوعی بی ارزش کرده اید.

این تله ذهنی باعث می شود که سرمایه تان را هدر بدهید، چون نمی خواهید اشتباه تان را بپذیرید یا چون طرح جایگزینی برای این برنامه شکست خورده ندارید. به آن چیزی که از دست رفته امید نبندید و طرح جدیدی را جایگزین کنید تا فرصت های جدیدی را پیدا کنید و به موفقیت حقیقی برسید.

6ـ خود را دغلباز پنداشتن

مهم نیست به چه موفقیت هایی رسیده ایم، چقدر موفق هستیم یا چقدر دیگران تحسین مان می کنند، بسیاری از ما در اعماق وجودمان به حقه باز و ریاکار بودن خودمان باور داریم. ما خودمان را مانند بازیگرهایی می دانیم که نقشی را بازی می کنیم که واقعاً جزئی از زندگی مان نیست.

این الگوی فکری به سندرم ایمپاستر موسوم است و از این باور نشأت می گیرد که ما به اعتبار دستاوردهای مان شک داریم و نگران هستیم که مبادا دست مان به عنوان یک کلاهبردار رو شود. محرک این سندرم غالباً دستاورد جدیدی، مانند یافتن یک شغل جدید یا پشت سر گذاشتن یک نقطه عطف مهم است. فرد در این حالت تصور می کند که شایستگی رسیدن به این موفقیت را نداشته یا چنین موفقیتی را خودش به دست نیاورده است.

سندرم ایمپاستر با اضطراب، افسردگی و خودناباوری همراه است و باعث می شود که دائماً امروز و فردا کنید و به استقبال خطر نروید. از آنجایی که حس می کنید، دائماً باید خودتان را تأیید کنید، این تله ذهنی بر موفقیت و دستاوردهای شغلی تان سایه می افکند.

7ـ تفکر سیاه و سفید

گرایشی در همه ما وجود دارد تا همه چیز را ساده، کاملاً خوب یا کاملاً بد ببینیم. ما یا با موضوعی موافقیم یا مخالف. هر نوع ابهام ناراحت و معذب مان می کند و نمی توانیم حد وسط را ببینیم. این نوع تفکر سیاه و سفید قطبی اجازه نمی دهد که حقیقت امور را ببینیم. واقعیت معمولاً در جایی در میانه قرار دارد. زندگی توزیع دوجمله ای نیست که یا این باشد یا آن.

تفکر قطبی انعطاف پذیری و توانایی مان را برای قضاوت بی طرفانه و بدون جانبداری کاهش می دهد. در اکثر مواقع فقط یک جواب درست وجود ندارد و تله های ذهنی در سرمایه گذاری پاسخ های متعددی می تواند صحیح باشد. زمانی که تفکر سیاه و سفید را کنار بگذارید، متوجه می شوید که جهان مانند یک رنگین کمان پیچیده است. فقط کافی است ذهن تان را آماده درک احتمالات مختلف بکنید.

8ـ سریع نتیجه گیری کردن

تا به حال برای تان پیش آمده که درباره یک نفر قضاوت کاملاً اشتباهی کرده باشید و بدترین فکرها را درباره او کرده باشید، اما واقعیت خلاف این موضوع را ثابت کرده باشد؟ تا به حال برای تان پیش آمده که بر مبنای برداشت های خود درباره موقعیتی قضاوت یا تعبیر اشتباهی کرده باشید؟

این اشتباه ها پیامد فرضیات غلط و سریع نتیجه گیری کردن بدون در نظر گرفتن تمام اطلاعات است. کار هوشمندانه این است که بی طرف بمانید و تمام اطلاعات و جزییات را قبل از تصمیم گیری جمع آوری و بررسی کنید، اما ما غالباً با فرض ها و تعمیم های اشتباه، قدرت تشخیص واقعیت و تمایز قائل شدن بین آنچه واقعاً دیده ایم و آنچه استنباط کرده ایم، را از خودمان می گیریم.

نتیجه گیری شتابزده در کسب و کار یا تصمیم گیری اشتباه بر مبنای فرضیات نادرست عواقب ناخوشایندی دارد و باعث می شود، بارانی از مشکلات بر سرمان ببارد. به این ترتیب موانعی را برای خودتان می تراشید که موفقیت را دورتر و دورتر می کند.

9ـ سرزنش کردن دیگران

طبیعت انسان این است که دیگران را برای مشکلاتی که با آنها روبه رو می شود، سرزنش کند یا باور داشته باشد که مشکلاتش عللی خارجی دارد. واقعاً دست خودمان نیست. اما سرزنش کردن غیرعادلانه دیگران سازو کار مخربی است که به جز شرمساری و دشمنی ثمری ندارد و محیط را مسموم و خصومت آمیز می کند.

افرادی که به ناروا آماج سرزنش شما قرار می گیرند، احساس می کنند که در حق شان ظلم شده و به آنها خیانت شده است. از طرفی اشخاصی که دیگران را سرزنش می کنند، بیهوده از کاه کوه می سازند و نمی توانند مشکل واقعی را تشخیص دهند. این افراد دچار مشکل می شوند، هرگز از اشتباهات خود درس عبرت نمی گیرند و هیچ گاه مسئولیت کارهای شان را به عهده نمی گیرند. وقتی دائماً دیگران را سرزنش می کنید، ترحم برانگیز و غیرحرفه ای به نظر می رسید و اطرافیان تان دیگر به شما احترام نخواهند گذاشت.

10ـ تلاش برای کنترل کردن همه چیز

اگر می خواهید کاری درست انجام شود، باید خودتان آن را انجام دهید. این روش ما برای توجیه کردن مدیریت ذره بینی است، اما اگر معتقدید که باید همه کارها را خودتان انجام دهید و اجازه کمک کردن به هیچ کس نمی دهید، به احتمال زیاد معتاد به کنترل دیگران هستید و خودتان تله های ذهنی در سرمایه گذاری را در معرض شکست قرار داده اید.
بالا بودن استانداردها بد نیست، اما اگر آنقدر دقیق و پرتوقع هستید که تأمین خواسته های تان غیرممکن است، بهتر است در شروط خود تجدیدنظر کنید. اگر دائماً در کارهای دیگران سرک می کشید و مو را از ماست بیرون می کشید، در واقع فقط دارید بازدهی را کاهش می دهید.

افرادی که اصرار به کنترل کردن دیگران دارند، در واقع سعی می کنند تا با این زیاده روی از مواجهه با نقاط ضعف خود پرهیز کنند. این افراد تله های ذهنی در سرمایه گذاری باور دارند که این سطح از کمالگرایی اجازه نمی دهد که حساسیت ها و عیوب خودشان آشکار شود، اما واقعیت این است که ما توانایی کنترل کردن همه چیز را نداریم. پیش از هر چیز باید اموری را تشخیص دهید که می توانید آنها را تحت کنترل بگیرید، ما می توانیم رفتار، افکار و احساسات مان را کنترل کنیم. وقت و توجه تان را صرف کارتان بکنید و آنچه را که در توان دارید، به کار ببندید. در عین حال به خودتان و دیگران به اندازه کافی اعتماد کنید و اختیار بدهید تا کارها به خوبی پیش برود.

تله های ذهنی یا طرحواره ها چیست؟

تله های ذهنی یا طرحواره ها چیست؟

تله های ذهنی یا طرحواره ها چیست؟

  • آیا زندگی شما گاهی پُر از بدبیاری هایی می شود که به طرز عجیبی، شبیه همدیگر هستند؟
  • آیا در روابط تان مرتب به سمت آدم هایی کشیده می شوید که به شیوه ای تکراری آزارتان می دهند؟
  • آیا هر بار تصمیم می گیرید زندگی تان را تغییر بدهید، اتفاق هایی می افتد که شما را ناامید می کند؟

شاید آنقدر به این اتفاق های ناخوشایند عادت کرده باشید که هیچ وقت به دلیل آنها فکر نکنید. یا شاید همه چیز را همینطور که هست پذیرفته باشید و از بخت بد و گردش روزگار بدانید، اما علم روانشناسی برای مشکلات شما توضیح دیگری دارد. در واقع روانشناسان می گویند گاهی پای طرحواره ها یا همان تله های ذهنی در میان است.

تله های آسیب رسان از کجا می آیند؟

فرض کنید وقتی خردسال بودید والدین انتقادگری داشتید که به خاطر هر اشتباهی شما را به شدت سرزنش می کردند و هر اتفاق بدی که می افتاد شما مقصر بودید و از سمت والدین طرد می شدید؛ با تکرار این تجارب، طرحی در ذهن شما شکل می گیرد که حالا که بزرگسال شُدید در روابط بعدی خود نیز بیم آن را دارید که به خاطر کوچکترین اشتباهی سرزنش و طرد شوید.

این طرح که در اثر تجارب عاطفی منفی و ناکام ماندن نیازهای روانی در کودکی به وجود آمده، تبدیل می شود به الگویی در ذهن شما. در واقع هر نوع تجربه ای، یک تله متفاوت و متناسب با آن را در درون فرد شکل می دهد.

ناخشنودی از زندگی و رد پای آن در تاروپود طرحواره ها

اگر شما طرحواره های مخرب خود را شناسایی نکنید و با جایگزین کردن الگوهای صحیح و موثر، قدرت شان را در وجودتان کاهش ندهید، باعث می شود در ارتباط با خودتان یا افراد دیگر، در محیط شغلی و اجتماعی، محیط خانواده، روابط عاطفی و بویژه با همسر خود همان تجارب دردناک دوران کودکی و همان ناخشنودی ها برایتان مرتب تکرار شود.

طرحواره باعث می شود شما کل دنیای درونی خود، دیگران و جهان را آن گونه که واقعاً هست نبینید و واقعیت های موجود را با توجه به عینک طرحواره ای خود، تعبیر و تفسیر کنید که در نتیجه ممکن است دچار خطا شوید.

آگاهی از وجود این تله ها و درمان آنها راهی است به سمت آزادی در نوشتن سرنوشت و رهایی از نیرویی که ما را اجباراً به سمت تکرار افکار، احساسات و رفتارهای نامطلوب می کشاند و نتیجه این رهایی، تجربه زندگی شادتر، آرام تر و رضایت بخش تر است. طبیعی است که چون ما با سواد روانشناختی به دنیا نیامده ایم، از ابتدا ندانیم اشکال کار کجا است اما طبیعی نیست که خود را از فراگیری سواد روانشناسی محروم کنیم و همچنان مکافات نابلدی خود را بدهیم، پس می رویم سراغ شناسایی این تله های ذهنی و باورهایی که به بار می آورند. در این مقاله شما می توانید با تله های زندگی آشنا شوید.

تله محرومیت هیجانی: هیچکس مرا درک نمی کند و دوست ندارد.

سه نوع محرومیت در کودکی یعنی محرومیت از محبت، توجه و همراهی، محرومیت از همدلی و محرومیت از حمایت باعث می شود نیازهای عاطفی فرد به اندازه کافی ارضا نشود و در نتیجه باور زیربنایی فرد این می شود که من دوست داشتنی نیستم.

تله بی ارزشی، نقص و شرم: من بی ارزش هستم.

افرادی که دچار این طرحواره هستند، بر این باور می باشند که ناتوان، بی عرضه و دست و پا چلفتی هستند و احساساتی که معمولاً تجربه می شود، شرم، حسادت، غبطه، حسرت و خشم است.

تله استحقاق و خودشیفتگی: من باید به تمام خواسته هایم برسم.

افراد دارای این طرحواره از موضع قدرت و برتری به دیگران نگاه می کنند. برای این افراد ناکامی و شکست معنایی ندارد. به هر نحوی حتی به بهای زیر پا گذاشتن دیگران می خواهند به اهداف شان برسند.

تله طرد و رها شدگی: خواهش می کنم مرا تنها نگذار.

باور زیربنایی این طرحواره این است که من تنهایم. این افراد معمولاً با وجود میل باطنی شان به تنها نبودن، صمیمت گریز هستند! این افراد معتقدند روابط نزدیک آنها به زودی به پایان می رسد و دوام چندانی ندارد و به دلیل همین ترس ها ممکن است از برقراری روابط نزدیک، ورود به مسیر عشق یا ازدواج خودداری کنند.

این تله به دو شکل وابسته و بی ثبات در رابطه تجربه می شود. در نوع وابسته، آویزان فرد دیگر می شویم و کنترل می کنیم. در نوع بی ثبات، مرتب رابطه برقرار می کنیم و کات می کنیم. در هر حالت نتیجه چیزی جز تنهایی نیست.

تله بی اعتمادی و بد رفتاری: من نمی توانم به کسی اعتماد کنم.

این افراد به دلیل سوء استفاده جنسی یا روحی، تحقیر، تنبیه یا بد رفتاری در کودکی، دنیا را جای قابل اعتمادی نمی بینند. یافتن یک مکان امن در زندگی برای آنها دشوار است، به راحتی نمی توانند سفره دلشان را باز کرده یا حتی به کوچکترین شکل ممکن اعتماد کنند. به عنوان مثال در رابطه شغلی یا عاطفی دائم این فکر در سرشان است که دیر یا زود به من خیانت خواهد شد.

تله خود تحول نیافته و گرفتار: من بدون او نمی توانم کاری انجام دهم.

در این طرحواره ارتباط عاطفی شدیدی با یکی از افراد مهم زندگی وجود دارد، به نحوی که فرد هویت مجزایی برای خود ندارد. وی معتقد است بدون حمایت والدین یا افراد عاطفی زندگی خود قادر به ادامه نبوده و نمی تواند خوشحال باشد. غالباً احساس پوچی، بی معنایی و سر در گمی دارد.

تله پذیرش جویی و جلب توجه: من زمانی با ارزشم که دیگران تاییدم کنند.

این فرد نیاز و تاکید زیادی در بدست آوردن تایید، پذیرش و توجه از سوی دیگران دارد. به عبارت دیگر ارزشمندی فرد منوط بر واکنش های دیگران و تایید آنها در مقام، قیافه، ظاهر، پول، پیشرفت و… است.

تله اطاعت: مجبورم همیشه از خواسته های دیگران تبعیت کنم.

این افراد اطاعت و پیروی خیلی زیادی در روابط شان دارند و فکر می کنند باید مرتب بله قربان گو باشند.

تله شکست: در زندگی یک شکست خورده هستم.

آنها به خاطر این طرز باوری که دارند، طوری مراحل زندگی خود را انتخاب می کنند و گام بر می دارند که در نهایت هم به شکست می رسند.

تله بازداری هیجانی: من نباید احساساتم را بیان کنم.

یا به سحتی احساسات خود را بیان می کنند یا در کل از بیان احساسات خود، امتناع می ورزند. آنها معتقدند که نیازی به بیان انتظارات، خواسته ها یا احساسات ندارند، بلکه طرف مقابل باید معنی احساسات و رفتار آنها را درک کند.

تله معیارهای سختگیرانه و عیب جویی افراطی: هیچ وقت از هیچ چیز راضی نیستم.

این افراد عمدتاً درگیر باید و نبایدهایی برای خود یا دیگران هستند. افکار، رفتار و کلام آنها انعطاف ناپذیر بوده و معمولاً موجب رنجش خود و دیگران می شوند. آنها به دنبال بهترین بودن، اول بودن و بدون نقص بودن هستند.

تله تنبیه: من نباید از زندگی لذت ببرم.

بسیاری از افرادی که دچار طرحواره معیارهای سختگیرانه و شکست هستند، خود را مستحق تنبیه می دانند. یعنی چنانچه درگیر شکست و یا پاسخ های اشتباه باشند، خود را لایق هر گونه درد کشیدن، تنبیه و مجازاتی می دانند.

تله بی کفایتی و وابستگی: من به تنهایی نمی توانم گلیم خود را از آب بیرون بکشم.

این افراد به دلیل برآورده نشدن نیازهایشان، احساس بی کفایتی می کنند. به تصمیمات، برنامه ریزی ها و هدف گذاری هایشان اعتماد کافی ندارند و در نتیجه برای هر اقدامی وابسته به دیگران هستند.

تله ایثار: دیگران از من مهم تر هستند.

انتظارات خود را بیان نمی کنند و فکر می کنند فقط مسئول برآورده سازی نیازهای طرف مقابل هستند. وجود خود را به خاطر دیگران زیر پا می گذارند و مرتب سرویس افراطی می دهند.

تله طرد یا انزوای اجتماعی: من وصله ناجور هر جمع هستم.

این فرد احساس می کند که با دیگران متفاوت است. نداشتن تعلق خاطر به دیگران آنها را به افرادی منزوی و در خود فرو رفته تبدیل می کند. افراد باهوش، اقلیت های فرهنگی و اجتماعی، کم توان های جسمی یا روانی هم معمولاً درگیر این طرحواره هستند.

تله خویشتن داری/خود انضباطی ناکافی: می نمی توانم تحمل کنم.

خویشتن داری یعنی توانایی کنترل و مدیریت هیجان ها. خود انضباطی یعنی توانایی تحمل خستگی و ناکامی هنگام انجام کارها. در نتیجه فردی که این طرحواره تله های ذهنی در سرمایه گذاری را دارد، تحمل ناکامی ها و شکست را ندارد. نمی تواند درد و به تاخیر انداختن لذت را برای مدت معقولی تحمل کند و از مسئولیت پذیری نیز گریزان است.

تله منفی گرایی/بدبینی: همه چیز تیره و تار است.

تمرکز عمیق این افراد بر درد، مرگ، دلخوری، تعارض، مشکلات، اشتباهات و نقاط منفی هر رابطه، موضوع هر شخصی است و نقاط مثبت و نیمه پُر لیوان را نمی بینند.

تله آسیب پذیری در برابر ضرر یا بیماری: حادثه در کمین است.

این افراد دائماً نگران حادثه و ضرر مالی، جانی یا عاطفی هستند. به عنوان مثال از این دکتر به آن دکتر می روند. ترس از بیماری، مرگ و آسیب برای خود و عزیزان شان، عمدتاً از اشتغالات ذهنی آنها است.

برای جنگ با تله های زندگی چه کنیم؟

هر فردی معمولاً اثر یک یا چندین طرحواره را بطور همزمان تجربه می کند. جفری یانگ از آن دسته روانشناسانی است که کتاب خودیاری معروف او با نام «زندگی خود را دوباره بیافرینید» در ایران ترجمه و منتشر شده است.

کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید

این کتاب یک راهنمای مرحله به مرحله است که کمک می کند طرحواره های خودتان را شناسایی کنید و با تمرین های کتاب همراه شوید. اگر طرحواره های شما خفیف باشند، ممکن است فقط همین کتاب و کتاب های خودیاری مشابه دیگران برایتان کافی باشد. اما افرادی که طرحواره های شَدید و مشکلات هیجانی مزمن دارند، باید حتماً با همراهی یک درمانگر متخصص با تله های زندگی شان روبرو شوند. بسته به اینکه گرفتار کدام تله ها باشید، روان درمانگر طی جلساتی که با شما دارد، برای شما برنامه درمانی متفاوتی می ریزد و به شما کمک می کند از شر اثر منفی این تله ها رها شوید.

منابع

مقاله علمی و آموزشی «تله های ذهنی یا طرحواره ها چیست؟»، نتیجه ی تحقیق و پژوهش، گردآوری، ترجمه و نگارش هیئت تحریریه علمی پورتال یو سی (شما می توانید) می باشد. در این راستا مقاله مریم احمدی منش – مشاور و روانشناس – در مجله تندرستی همشهری، به عنوان منبع اصلی مورد استفاده قرار گرفته است.

۷ تله ذهنی خطرناکی که ما را به قضاوت های نادرست و شکست رهنمون می کنند

همه فکر می کنیم که تقریباً تمام اعمال و رفتارهایمان بر اساس منطق و ذهن معقولمان شکل می گیرند. اما اگر نگاهی دقیق تر بیندازید، خواهید دید که آنقدر هم که فکر می کنیم منطقی و معقول نیستیم.

۷ تله ذهنی خطرناکی که ما را به قضاوت های نادرست و شکست رهنمون می کنند

همه فکر می کنیم که تقریباً تمام اعمال و رفتارهایمان بر اساس منطق و ذهن معقولمان شکل می گیرند. اما اگر نگاهی دقیق تر بیندازید، خواهید دید که آنقدر هم که فکر می کنیم منطقی و معقول نیستیم. همه ما اغلب قربانی کلیشه ها و برچسب ها می شویم و مغز هر کسی تلاش می کند از منابعش نهایت استفاده را ببرد که در نهایت به تغییرات شناختی متفاوتی منجر می شود که زندگی را برایمان تلخ می سازد. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با چند تله ذهنی یا اشتباهات شناختی ذاتی آشنا کنیم که به بخشی از سبک زندگی شما تبدیل خواهند شد مگر اینکه از قبل آن ها را به خوبی بشناسیم.

چند تله ذهنی یا اشتباهات شناختی ذاتی که به بخشی از سبک زندگی شما تبدیل خواهند شد مگر اینکه از قبل آن ها را به خوبی بشناسیم.

اثر هاله ای

اثر هاله ای ( halo effect) زمانی اتفاق می افتد که در مورد شخصی یا شیئی یا پدیده ای و تنها بر اساس یک ویژگی شخصیتی یا ظاهری، یک اظهارنظر شخصی و پیشداورانه می کنیم. یکی از واضح ترین موارد قضاوت کلیشه ای بر اساس ظاهر و فیزیکی است. این بدان معناست که افراد مهربان، باهوش و خوش برخورد را انسان های جذابی می دانیم حتی اگر مدرک مستقیمی برای اثبات آن نداشته باشیم. خطر این تله ذهنی این است که توانایی ما در دیدن افراد یا موقعیت ها به شکل واضح و منطقی و آنطوری که هستند، را به شدت کاهش می دهند.

چند تله ذهنی یا اشتباهات شناختی ذاتی که به بخشی از سبک زندگی شما تبدیل خواهند شد مگر اینکه از قبل آن ها را به خوبی بشناسیم.

پارادوکس آبیلن

این نوع پارادوکس در گروه های افراد بروز می کند. پارادوکس آبیلن (Abilene paradox) در مورد افرادی است که به طور جمعی در مورد یک سری فعالیت ها تصمیم می گیرند که با اولویت های بسیاری یا حتی تمام عضو گروه مطابقت ندارد. این موضوع ممکن است در محل کار رخ دهد، برای مثال زمانی که تنبلی و بد به نظر برسد اگر بگویید روزهای تعطیل را کار نمی کنید و در آخر همه با رفتن به سر کار موافقت می کنند در حالی که اکثر یا همگی موافق آن نیستند. دلیل این پارادوکس در ارتباط ناکافی بین افراد نهفته است. به همین دلیل است که صداقت می تواند از بروز چنین سوء تفاهم هایی جلوگیری کند.

چند تله ذهنی یا اشتباهات شناختی ذاتی که به بخشی از سبک زندگی شما تبدیل خواهند شد مگر اینکه از قبل آن ها را به خوبی بشناسیم.

ذهن خوانی

تحریف شناختی را می توان در خانواده های بسیاری دید. اغلب ما باور داریم که می دانیم دیگران در مورد ما چه فکر می کنند. و معمولاً مطمئن هستیم که آن ها به چیز بدی در مورد ما فکر می کنند و بدترین بخش این نوع تفکر این است که اگر به موقع دست از این افکار بر نداریم، ممکن است دست به انجام رفتارهایی به شکل خاص برای جلب توجه و عشق دیگران کرده که در نهایت می تواند نتایج عکسی داشته باشد. وقتی می گوییم دیگران در مورد ما بد فکر می کنند، احتمال این که تصمیم گیری ها و نتیجه گیری های اشتباهی در مورد آن افراد و انگیزه هایشان داشته باشیم بیشتر خواهد بود. در این موقعیت ها بسیار نگران و مضطرب هستیم که به خستگی و درماندگی منتهی می شود

انتقاد از خود

بله باور به اینکه خود انتقادی برای ما خوب است زیرا ما را به انجام کاری جدید وا می دارد خود یک تله ذهنی معمول است و در نهایت تنها به احساس گناه و دیگر مشکلات روانشناختی منجر می شود. خودانتقادی چیزی نیست جز نشانه نداشتن اعتماد به نفس. دیالوگ درونی منفی باعث شروع یک تحیرف شناختی دیگر به نام فیلتر کردن منفی می شود که باعث می شود تمامی اطلاعات مثبت در مرود یک موقعیت را نادیده گرفته و بر روی مسائل منفی متمرکز شویم. از این رو تمامی موفقیت هایمان را به چالش کشیده و روی شکست هایمان تمرکز می کنیم.

چند تله ذهنی یا اشتباهات شناختی ذاتی که به بخشی از سبک زندگی شما تبدیل خواهند شد مگر اینکه از قبل آن ها را به خوبی بشناسیم.

اثر دریاچه ووبگون

یک نام دیگر برای اثر دریاچه ووبگون (Lake Wobegon effect) اثر بیش اطمینانی است. در تضاید با خود انتقادی، این اثر یک توهم مثبت است که باعث می شوند افراد خود و اعمالشان را به نادرست بهتر از آن چه که هست برآورد کنند. اما این موضوع نیز در نهایت به نتیجه گیری نادرست منتهی می شود که هیچ ارتباطی با واقعیت ندارد. این تحریف می تواند به نتایج بسیار دشواری منتهی شود که در بدترین موارد، باعث متوقف شدن بهبود مهارت ها با این تصور که از دیگران بهتر هستند شود. این تصور باعث می شود که شانس افراد برای موفقیت کمتر گردد.

اثر اجماع نادرست

برخلاف پارادوکس آبیلن، اثر اجماع نادرست زمانی است که فکر می کنیم افراد با ما هم عقیده هستند. همیشه به خودمان می گوییم «هر کسی بود هم همین کار را می کرد» یا «بسیاری از مردم اینطوری زندگی می کنند» اگر چه هیچ داده ای برای اثبات این ادعاها وجود ندارد. نکته جالب این است که در این مورد، اظهارنظر متفاوت از جانب یک شخصی دیگر باعث می شود فرد فکر کند طرف مقابل کاملاً در اشتباه است. از این رو وقتی افراد دچار این تحریف شناختی می شوند، داشتن تفکر انتقادی و پذیرش نقطه نظر دیگران بسیار دشوار می شود، حتی اگر آن ها منطق و ادله بهتری در صحبت هایشان داشته باشند.

نقطه کور

اکنون که در مورد چند تله ذهنی خواندید، شاید فکر کنید که هیچ یک از این تله های ذهنی در مورد شما صدق نمی کند. شاید اینطور باشد اما باید به یاد داشته باشید که مطالعات نشان می دهند حتی منطقی ترین افراد نیز اشتباه کرده و خود را در این تله ها می یابند. پس فراموش نکنید که به تجربیات گذشته خود نگاه کرده و به شکل درستی آن ها را بررسی کنید.

روانشناسی بازارهای مالی|آموزش روانشناسی معاملات و بررسی رفتار سرمایه ‌گذاران

روانشناسی بازارهای مالی|آموزش روانشناسی معاملات و بررسی رفتار سرمایه ‌گذاران

یک تیم معامله گری علاوه بر استفاده از تحلیل تکنیکال و استراتژی های مختلف نیازمند یک ذهن بسیار آرام میباشد تا در مواقع ضروری بتواند بهترین تصمیم را برای کار خود در نظر بگیرید . برای یاد گیری بازار های مالی نیازمند مفاهیم مهمی از جمله تحلیل تکنیکال – تحلیل فاندامنتال و. هستید تا درک نسبی از این بازارها بدست بیاورید. یکی از مهم ترین این مفاهیم نوع تفکر و نگرش بین معاملگران مبتدی و حرفه ای میباشد که در حوزه ( روانشناسی بازار های مالی ) قرار گرفته.

روانشناسی بازار های مالی به احساسات معاملگران حین معامله اشاره دارد. احساساتی نظیر : طمع – ترس – خودشیفتگی، مواردی هستند که رفتار بازارهای مالی را تشکیل میدهند.

پیشنهاد مطالعه: فارکس چیست

روانشناسی بازارهای مالی، رفتار کلی بازار رو براساس احساسات و شناختی خود مورد برسی قرار میدهد. دنیای معاملگری محیطی است که اساساً متفاوت با تمام موقعیت های اجتماعی است که در آن بزرگ میشویم. به همین جهت است که مهارت ها و تربیت مبتنی بر زندگی اجتماعی نه تنها در بازار کارایی ندارند و خود به عنوان موانع بزرگ در برابر موفقیت محسوب می‌شوند.

اهمیت روانشناسی بازارهای مالی

اهمیت روانشناسی بازارهای مالی

در بازارهای مالی، کنترل احساسات و رعایت اصول روانشناسی بازار از یکسو و کم ارزش و نادیده گرفتن این موارد در سوی دیگر، مرز میان موفقیت و شکست شمارو تعیین میکند.

۸۰ درصد موفقیت در معامله گری به موضوعات روانشناختی و ۲۰ درصد به روش تحلیل فرد باز می گردد. بر این اساس ممکن است فردی با داشتن اطلاعاتی متوسط از تحلیل تکنیکال یا تحلیل بنیادی ولی با تسلط بر موضوعات روانشناختی بتواند درآمد کسب کند و بر عکس شخص دیگری با در اختیار داشتن یک استراتژی بسیار کارآمد که بارها آزموده شده و در دراز مدت و عملکرد مثبت آن مورد تایید قرار گرفته و به دلیل نداشتن کنترل روانی لازم در نهایت بازنده باشد.

از لحاظ روانی ساختن سودهای کلان، خوشحالی مفرط، حس قدرتمندی و احساس دیگری که از تصور این سودهای رویایی به شما دست می دهد، بسیار خطرناک اند هر چند احتمال کسب این سودها وجود دارد، اما اینکه احتمال رخداد آنها در عمل واقعا چقدر است موضوع دیگری است.

فاکتورهای روانشناختی متعددی هستند که در میزان صحت ارزیابی شما از پتانسیل حرکت بازار در یک جهت خاص تاثیر دارد یکی از آنها این است که خود را از این توهم که یک یا چند معامله می تواند تمام آرزوهای مالی شما را برآورده کنند رها کنید. حداقل زیانی که این توهم می تواند داشته باشد آن است که مانع از این شود که یاد بگیرید چگونه دیدگاه بی‌طرفانه ای از بازار داشته باشید.

البته اگر قصد آن را دارید که خود را به این توهم ها بسپارید و در نتیجه اطلاعات بازار را طوری فیلتر کنید که همواره با توهم های شما سازگار باشد ممکن است دیگر فراگیری مهارت بی‌طرفی برای شناسایی حرکات بازار ضروری نباشد چون به احتمال زیاد به زودی دیگر پولی برای معامله نخواهید داشت!!

از منظر روانشناختی، محیط بازار فاقد نقطه شروع و پایان است و لذا فاقد ساختار زمانی مشخص است. منظور از این حرف این است که برای هر معامله گر بازی فقط زمانی آغاز می شود که وارد معامله شود و تنها زمانی به پایان می رسد که از معامله خارج شود و مسلما این زمان‌ها ربطی به زمان های باز یا بسته بودن بازار ندارد.

شما این آزادی را دارید که ساختار زمانی بازی را هر طور که مایل هستید در ذهن خود تعریف کنید. یعنی می توانید هر وقت خواستید وارد معامله شوید و هر وقت به این نتیجه رسیدید که کافی است، اقدام مناسب برای اتمام بازی را انجام دهید و از معامله خارج شوید.

تصمیم گیری در این فضا، از نقطه نظر روانشناختی کار آسانی نیست.

در حین ورود به معامله، تمام باورهای ذهنی شما در مورد مسائلی چون فرصت در برابر تهدید، احساس جامانده از بقیه، نیاز به یک چیز مطمئن، اشتباه نکردن و از همه مهمتر، امکان بردن سودهای کلان، دست به کار می‌شوند. در حین خروج نیز تعاریف ذهنی شما از طمع، زیان، شکست و غیره نقش‌آفرین هستند و ذهن شما را درگیر این مسائل است. با توجه به این موارد و همچنین در نظر گرفتن پتانسیل سودهای کلان، به راحتی می‌توان درک کرد که چرا برای اغلب معامله گران، ورود به معامله خیلی آسان تر از خروج از معامله است.

این موضوعات روانی منحصر به فرد به بازار ربطی ندارند، چون بازار همیشه بی طرف است. مهم‌تر از آن اینکه باورهایتان در مورد ضرر، اشتباه کردن، شکست و کنترل پذیری معمولاً مستقل از اراده آگاهانه شما عمل می‌کنند. برای درک این موضوع کافی است آخرین باری را به یاد بیاورید که یک موقعیت مناسب برای کسب سود را پیدا کردید ولی ترس از اشتباه کردن، شکست خوردن یا غیره آنچنان بر شما چیره شد که دست به معامله نزدید.

به هر اندازه که این موضوعات بخشی از ساختار ذهنی شما شده باشند، به همان اندازه درک شما از تحرکات بازار، تصمیماتی که میگیرید و توانایی شما در اجرای آن تصمیمات را تحت تاثیر خود خواهند داشت.

اهمیت روانشناسی بازارهای مالی

ماهیت محیط معاملگری از نظر روانشناختی

برخلاف ساختار فعالیت های اجتماعی به یک شروع، پایان و قواعد مشخص و محکمی دارند که رفتار شما را هدایت می‌کنند، محیط بازار بیشتر شبیه به یک رودخانه بسیار طولانی است که همیشه در جریان است و ابتدا، انتها و ساختار مشخصی ندارد. هرچه شما به داخل آب پرید و کمی آن تله های ذهنی در سرمایه گذاری طرف‌تر تغییر جهت بدهد. یعنی ممکن است جایی که شما به آب می زنید مسیر رودخانه رو به شمال باشد ولی کمی دورتر بدون اینکه متوجه شوید مسیر حرکت رودخانه رو به جنوب برود.

بازار فاقد ساختار است و برای بازی قانون پیش پای شما نمی گذارد و باید تمام قواعد بازی را خودتان تهیه کنید و در این کار آزادی عمل بسیار زیادی هم دارید.

اما مشکل روانشناختی بزرگی که مانع این کار می‌شود این است که اگر برای خود قواعد و مقررات وضع کنید و بهر طبق آنها بازی کنید مجبور می‌شوید مسئولیت بی قید و شرط فعالیت‌های خود و نتایج آنها را بپذیرید. از این رو دیگر نمی‌توانید مسئولیت را به گردن بازار بیندازید و خود را به قربانی دسیسه‌های بازار محسوب می کنید.

منضبط شدن و ایجاد ساختار برای معاملات یکی از راه‌حل‌های روشنی است که می‌تواند بسیاری از مشکلات روانشناختی را که معامله گر روی سر خود را وارد می کند، برطرف کند. اما این کار مستلزم عبور از خط قرمزهای روانشناختی و پاگذاشتن به قهرمان مسئولیت‌پذیری و جوابگویی به خود است.

مشاهده بیشتر: دوره آموزش جامع فارکس ، جامع ترین آموزش فارکس و بورس جهانی

عوامل متعددی وجود دارند که بر کنترل احساسات یا مسائل روانشناختی بازارهای مالی نقش دارند.

در متن پایین قصد داریم به عواملی که بر کنترل احساست نقش دارند بپردازیم

ماهیت محیط معاملگری از نظر روانشناختی

عوامل موثر بر کنترل احساسات

موامل موثر بر احساست حین معامله تاثیر بسزایی در عملکرد و نتیجه معامله معاملگران دارد

خودشناسی ، صبر ، ریسک پذیری ، مسئولیت پذیری ، مهمترین عنوان هایی میباشد که میتواند باعث شود مدیریت احساسات خوبی هنگام معامله کردن داشته باشید.

رعایت عوامل نام برده شده حین معامله میتواند نتیجه مثبتی در دراز مدت به همراه داشته باشد .

در متن پایین قصد داریم به هریک از این عوامل نام برده شده بپردازیم.

عوامل موثر بر کنترل احساسات

خودشناسی

شناخت خود دقیقا همان شناخت بازار میتواند باشد.

تصمیمات اکثرمعاملگران منجر به حرکت قیمت ها میشوند. اگر نیرویهای موثر بر رفتار خود را نشناسید چطور میتوانید رفتار جمعی معاملگران دیگر که باعث ایجاد روندها میشود رو درک کنید؟

هنگامی که بتوانید رفتار های خود را بشناسید و مسئولیت کامل کارهایی را که آگاهانه و ناآگاهانه صورت گرفته را بپذیرید و چارچوب منظمی از قوانین برای کارهایی که میتوانید انجام دهید داشتید، به این نقطه میرسید که میتوانید رفتار های اکثریت معاملگران را درک کنید.

پیشنهاد مطالعه: آموزش کار با متاتریدر

نحوه معاملات و رفتار افراد معیاری بر شناخت شخصیتی آنها میتواند باشد.با برسی دقیق به رفتار معاملگران حین معامله میتوان به شناخت شخصیتی هر فرد پی برد . برسی این رفتار ها در مسیر خودشناسی قرار دارد و معاملگران بازار میتواند در این مسیر با برسی دقیق شخیصت مخصوص به خود معامله های خود را در مسیر بهتر هدایت کنند.

صبر

یکی از مهمترین مفاهیمی که باید عمیقا به آن توجه کنیم مفهوم صبر است. در بازارهای مالی به جرأت می توانیم بگوییم صبر عامل انتقال ثروت است.

وارن بافت، ثروتمندترین سرمایه گذار بورس نیویورک، جمله معروفی در خصوص با مقوله صبر در بازارهای مالی دارد با مضمون، بورس محل انتقال ثروت از افراد عجول به افراد صبور است !

اگر تحلیل درستی بر روی سهمی دارید ، صبر میتواند باعث شود در بهترین نقطه خریدار و یا فروشنده باشید فقط باید صبر کنید تا زمان مناسب فرا برسد.

پیشنهاد مطالعه: اندیکاتورها و اسیلاتورها

ریسک پذیری

ریسک پذیری

خیلی از معامله‌گران فکر می‌کنند همین که آنها وارد فعالیت ریسک پذیر معامله‌گری شدند، به این معنی است که ریسک را نیز پذیرفته اند . این فرضیه به هیچ وجه درست نیست.

ریسک پذیری به این معناست که بدون هیچ درد و رنجی مسئولیت تمام نتایج حاصل از یک معامله را بپذیریم. یعنی اینکه بیاموزیم نسبت به از دست دادن موقعیت ، پول و اشتباه کردن به هیچ وجه باعث نشود که دچار این شود از جریان بازار دور شویم.

نباید بدون درنظر گرفتن ریسک معامله ای که انجام میدهیم وارد معامله ای شویم زیرا ترس از نتایج حاصله میتواند روی عملکرد ما تاثیر بسیار زیادی داشته باشد.

پیشنهاد مطالعه: اسپرد (SPREAD) در فارکس

اگر شما ریسک را مانند یک حرفه ای پذیرفته باشید دیگر بازار برای شما تهدید آمیز نخواهد بود. اگر چیزی تهدید آمیز نباشد پس از ترسی هم در مورد آن وجود ندارد. اگر با مکانیزم مناسب به تحلیل می پردازید دیگر از بی فکر عمل کردن خود نمی ترسید در نتیجه احتیاج به کنترل شخصی ندارید.

تنها کسانی این چرخه را می شکنند و در نهایت از پس کار برمی آیند که با آغوش باز به استقبال ریسک و مسئولیت می‌ روند.

فقط معاملگران برتر هستند که قبل از ورود به معامله ریسک خود را محاسبه میکنند و با کمال میل هرچه نتیجه شد آن را می پذیرند.

دربازرهای مالی ضرر کردن جزو جدانشدنی از این بازارمیباشد اما با این تفاوت که میتوانید آن را مدیریت کنید تا درمجموع برنده باشید.

با رعایت درست مدریت سرمایه ( Money Management ) میتوانید تا حد زیادی استرس از دست دادن سرمایه خود را کنترل کنید.

مسئولیت پذیری

مسئولیت پذیری

مسئولیت پذیری تابع و محصول خویشتن پذیری است در درجه خویشتن پذیری خود را میتوانید به این صورت اندازه بگیرید که ببینید پس از انجام کاری که بعداً متوجه اشتباه بودن آن می شوید چه احساسی نسبت به خودتان دارید. هر چقدر منفی تر در مورد خودتان فکر کنید، تمایل شما برای فرار از مسئولیت و فرار از سرزنش های سخت گیرانه خودتان بیشتر می‌شود و ترس بیشتری از تکرار اشتباهات خود پیدا می کنید. برعکس هر چقدر بیشتر خویشتن پذیری بالاتری نسبت به خود داشته باشید، بیشتر به افکار مثبت راجب خودتان رو می آورید و بجای ایجاد ترس در درون خود، سعی کنید با دیدگاهی مثبت، راجع به خودتان رو می آورید به جای ایجاد ترس در درون خود سعی می کنید با دیدگاه مثبت تجارب و درس‌هایی مفیدی از تجربه شکست به دست آورید. هر تله های ذهنی در سرمایه گذاری چقدر بیشتر خویشتن پذیر باشید، یادگیری برای شما راحت تر است، چون دیگر لازم نیست از برخی اطلاعات فرار کنید.

فرق بین معملگران موفق و ناموفق در نوع تفکر و نگرش آنها میباشد.

در واقع معاملگران موفق به ساختار ذهنی دست پیدا کردند که بتوانند بدون ترس ازدست دادن پول و خودشیفتگی پس از موفقیت هایی که کسب کرده اند معامله کنند.

هنگامی که بتوانید مسئولیت نتیاج حاصل از معاملات خود را بپذیرید میتوانید عملکرد مناسبی نسبت به موقعیتی که دارید داشته باشید.

نتیجه

تمامی نکاتی که پیش تر برای شما گفته شد ، زمانی کاربرد دارند دارند که شما مباحث تحلیلی در بازار مالی را فرا گرفته باشید و با ترکیب نکات بیان شده بتوانید در این بازار همواره سود ده باشید.

تله ای برای یک تحلیلگر بنیادی

یک تحلیلگر بنیادی چگونه سهام مناسب را شناسایی می کند

یک تحلیلگر بنیادی همیشه با بررسی صورت های مالی و عوامل اثر گذار بر وضعیت سودآوری شرکت ها اقدام به شناسایی شرکت های مناسب برای سرمایه گذاری می کند تا اطمینان کافی بدست آورد که شرکتی را که برای سرمایه گذاری انتخاب کرده ، شرکت مناسبی است.در واقع تحلیل بنیادی مطالعه عوامل ریشه ای و اصلی است که ماهیت اقتصاد، بخش های صنعتی و شرکت ها را تحت تاثیر قرار می دهد و هدف از آن مانند دیگر تحلیل ها، پیش بینی حرکت های آینده قیمت و کسب سود از آن است.حال فرض کنید شما بعد از بررسی و تحلیل شرکتی را پیدا کرده اید که در حال حاضر وضعیت بنیادی مناسبی دارد.این شرکت صورت های مالی خوبی دارد، سابقه سودآوری آن در گذشته مناسب بوده است و بر اساس تحلیل هایی که انجام داده اید انتظار افزایش سودآوری و رشد قیمت آن را دارید و در نتیجه سهام آن را می خرید.

اما بعد از چند وقت یک گزارش عملکرد از شرکت منتشر می شود که نشاندهنده عملکرد ضعیف شرکت است،حال رفتار شما در قبال این شرکت چیست؟

man_reading_newspaper_clip_art_19616

اینجا همان تله ای است که برای خیلی از تحلیلگران اتفاق می افتد.طرف صحبت این مقاله بیشتر افرادی هستند که با تجزیه و تله های ذهنی در سرمایه گذاری تحلیل بنیادی سهمی را خریداری می کنند ولی به دلایلی که در ادامه درباره آنها صحبت می کنیم ممکن است درگیر این تله شوند و دچار برخی رفتارهایی شوند که در نهایت منجر به ضرر کردنشان شود.خیلی از مواقع اتفاق می افتد که فردی که به تجزیه و تحلیل و بررسی صورت های مالی شرکت ها تسلط دارد به خاطر برخی رفتارها دچار زیان شود و در عوض عده ای که اطلاعات کمتری دارند فقط به خاطر واکنش سریعتر به اطلاعات جدید، نتایج بهتری بدست بیاورند.به همین دلیل قصد داریم در این مقاله درباره یکی از رفتارهایی که برخی سرمایه گذاران خصوصا افرادی که با تجزیه و تحلیل بنیادی سهمی را خریداری می کنند صحبت کنیم.

در جواب سوالی که در ابتدا مطرح شد احتمالا شما می گویید که اگر سهامدار شرکت بودید با مشاهده عملکرد ضعیف آن اقدام به فروش سهام خود می کردید.اما در عمل ثابت شده که درصد بسیار زیادی از افرادی که واقعا سهامدار شرکت هستند و مخصوصا آن هایی که با بررسی و تحلیل تله های ذهنی در سرمایه گذاری سهام شرکت را خریداری کرده اند گرفتار این تله می شوند و هنگامی که با گزارش عملکرد ضعیف شرکت مواجه می شوند،این کار را نمی کنند و همچنان سهام خود را نگه می دارند،در واقع آنها برای تحلیلی که قبلا انجام داده اند تعصب می ورزند و نقش اطلاعات جدید منتشر شده را نادیده می گیرند،غافل از اینکه همین اطلاعات جدید هستند که وضعیت آینده شرکت را مشخص می کنند نه اطلاعات و تحلیل های گذشته .ما به این دلیل نام تله را انتخاب کرده ایم تله های ذهنی در سرمایه گذاری که اکثر موارد افراد ناخواسته و غیر ارادی این کار را انجام می دهند.در علم روانشناسی به این رفتار دیرپذیری گفته می شود.

تحقیقات نشان داده که درصد بسیار زیادی از افرادی که واقعا سهامدار شرکت هستند و مخصوصا آن هایی که با بررسی و تحلیل سهام شرکت را خریداری کرده اند هنگامی که با گزارش عملکرد ضعیف شرکت مواجه می شوند،اقدام به فروش نمی کنند و همچنان سهام خود را نگه می دارند.

این تله چگونه تحلیلگران را گرفتار می کند؟

دیرپذیری (conservatism) در واقع یک واکنش ذهنی است که باعث می شود افراد برای پیش بینی ها و دیدگاه های قبلی خود اعتبار بیشتری قائل شوند ، در نتیجه اطلاعات جدید را نادیده می گیرند و یا کمتر از حد لازم به آن واکنش نشان می دهند و به جای اقدام بر اساس اطلاعات جدید ، تصورات و ذهنیت های قبلی خود را حفظ می کند.

اگر شرکتی گزارش جدیدی منتشر کند که نسبت به گزارش های قبلی آن شرکت ضعیف تر باشد(مخصوصا شرکت هایی که در گذشته در بیشتر مواقع عملکرد خوبی داشته اند)،دیرپذیری باعث می شود که سهامدار به سختی به این اطلاعات جدید واکنش نشان دهد و سعی می کند تصورات و ذهنیت های قبلی خود را حفظ کند، در نتیجه سهم خود را نگهداری می کند و با گذشت زمان که به این نتیجه می رسد که واقعا وضعیت شرکت دچار ضعف شده است سهام خود را با زیان به فروش می رساند.

دیرپذیری1

جیمز مانتینر نویسنده کتاب“دانش مالی رفتاری،نگاهی با بازارها و تصورات غیر عقلانی” می گوید : دلیل این نوع رفتار این است که از نظر روانشناسی افراد مایلند مصرانه به یک نظر و یا پیش بینی که در ذهن آنها جاافتاده است،پایبند باشند و برای آنها سخت است که دید خود را به سرعت تغییر دهند و اگر هم تغییری رخ دهد بسیار آهسته خواهد بود.

نتیجه این می شود که افرادی که وضعیت یک شرکت را تحلیل کرده اند،زمانی که رویداد منفی جدیدی در رابطه با آن شرکت رخ می دهد با تاخیر آن را در پیش بینی های خود اعمال می کنند و حتی در برخی موارد پس از انتشار اطلاعات جدید همچنان به پیش بینی های قبلی خود وفادار می مانند.

دیرپذیری به چه شکل هایی در رفتار سهامداران بروز پیدا می کند؟

حالت اول : تکذیب اخبار و شایعه های مثبت از طرف شرکت

یکی از حالت هایی که دیرپذیری در سهامداران بروز پیدا می کند،در هنگام منتفی شدن یک رویداد مثبت اعلامی مثبت از طرف شرکت است.به طور مثال شرکت در گذشته گزارش هایی داده که در صورت وقوع می تواند اثرات مثبتی بر سودآوری آن داشته باشد،اخباری از قبیل افتتاح یک خط تولید جدید،افزایش سرمایه،فروش زیرمجموعه ها و … که این اخبار مثبت شرکت باعث افزایش تقاضا و در نتیجه قیمت سهام شرکت می شود. ولی بنا به دلایلی این اتفاق مثبت لغو می شود،ولی پس از اعلام لغو این گزارش دیرپذیری باعث می شود که سهامدار همچنان به برداشت خوشبینانه اش از تغییر و تحولات مثبت در شرکت ادامه دهد و نتواند به درستی براساس اطلاعات جدید اقدام به فروش سهام خود کند و در نتیجه با گذشت زمان شاهد کاهش ارزش سهام خود خواهد شد.

اگر شرکتی یک خبر خوب اعلام کند ولی بعد از مدتی به دلایلی این خبر منتفی شود،دیرپذیری باعث می شود سهامدار همچنان به برداشت خوشبینانه خود از تغییر و تحولات مثبت شرکت ادامه دهد و نتواند بر اساس اطلاعات جدید به درستی رفتار کند

حالت دوم : واکنش دیر به اطلاعات جدید

این حالت زمانی اتفاق می افتد که سهامدار به اخبار منفی شرکت واکنش نشان می دهد ولی در اثر دیرپذیری این واکنش بسیار آهسته خواهد بود.مثلا گزارش جدید شرکت نشاندهنده عملکرد ضعیف است،ولی سرمایه گذار دیرپذیر همچنان اعتبار بیشتری برای پیش بینی قبلی اش که شرکت چشم اندازهای مطلوبی دارد،قائل است و در فروش سهم تعلل می کند.در واقع فرد سرمایه گذار در این هنگام دچار یک تضاد بین تحلیل های قبلی خود و اطلاعات منتشر شده جدید می شود و نمی تواند تصمیم را بگیرد که کدام درست است.در اینجا دیرپذیری فرد باعث می شود که او در ابتدا اطلاعات جدید را که اهمیت بیشتری نسبت به اطلاعات گذشته دارند نادیده بگیرد.ولی با گذشت زمان و بررسی بیشتر متوجه تغییر در وضعیت شرکت می شود ولی در زمانی اقدام به فروش سهام خود می کند که زیان کرده است.

Reaction-Time

حالت سوم : کمبود اطلاعات و دانش مالی

این حالت از دیرپذیری در زمان کمبود اطلاعات مالی اتفاق می افتد.به طور مثال فرمولی جدید برای محاسبه بهای تمام شده مواد اولیه شرکت اعلام می شود(مثل فرمول جدید محاسبه نرخ خوراک شرکت های پتروشیمی) که دارای پیچیدگی هایی است.در این مواقع بسیاری از سرمایه گذاران به دلیل اینکه محاسبه سودآوری جدید شرکت کمی پیچیده می شود،ممکن است راه آسانتر را انتخاب کنند،یعنی صورت مسئله را پاک کرده و به پیش بینی های قبلی درباره سودآوری شرکت اکتفا می کنند،در نتیجه ممکن است سودهای احتمالی آینده شرکت را از دست بدهند و یا اگر سهامدار باشند و این اتفاق جنبه منفی برای شرکت داشته باشد در آینده دچار زیان شوند.

shutterstock_129998429-660x330

برای اینکه گرفتار این تله نشویم چه باید کرد؟

متاسفانه یکی از ویژگی های ذاتی انسان این است که به دانسته ها و اطلاعات و همچنین پیش بینی های خودش بهایی بیش از اندازه می دهد و این مسئله در بازار بورس زمانی نمود پیدا می کند که اطلاعات جدیدی(چه مثبت و چه منفی) درباره شرکت و یا صنعتی منتشر می شود و بسیاری از تحلیلگرانی که در گذشته تحلیلی از آن شرکت یا صنعت داشته اند،این اطلاعات را به دلیل دیرپذیری با تاخیر در تحلیل های خود لحاظ می کنند.در واقع ما به طور ذاتی در ناخودآگاه خود نمی خواهیم در ابتدای کار بپذیریم که نتیجه پیش بینی و تحلیل ما اشتباه می شود و ممکن است تغییر کند.در نتیجه قسمت زیادی از روند حرکتی آن سهم یا صنعت را از دست می دهیم.

دیرپذیری یک واکنش تقریبا غیرارادی است و برای جلوگیری از آن فقط باید برای خود چند ضابطه ایجاد کنیم و به آن ها عمل کنیم:

  1. هنگامی که اطلاعات جدیدی منتشر می شود(از قبیل اطلاعات در زمینه اقتصاد کلان کشور،سیاست های دولت،وضعیت محصولات و یا مواد اولیه یک صنعت خاص،قیمت های جهانی و ….) هیچگاه در ابتدا این اطلاعات را بدون بررسی اولیه بی اثر و یا کم اثر قلمداد نکنید.خاصیت تحلیل بنیادی این است که اثر خود را به مرور و در آینده نشان می دهد و شما می توانید با کمی صرف وقت و انجام بررسی های جدید از دیرپذیری سایر سرمایه گذاران به نفع خودتان استفاده کنید،چه برای اطلاعات منفی چه برای اطلاعات مثبت.
  2. به یاد داشته باشید که در بازارهای مالی اطلاعات جدید حرف اول را می زنند و ما سرمایه گذاران برای آینده شرکت ها پول می پردازیم نه برای گذشته آن ها.در نتیجه همیشه اطلاعات جدید با اهمیت تر از اطلاعات و تحلیل های گذشته است.آیتم های اصلی اطلاعات جدیدی را که منتشر شده اند مشخص کنید و از خود بپرسید این اطلاعات چگونه می تواند پیش بینی های قبلی من را تحت تاثیر قرار دهد؟ و اینکه آیا این آیتم ها واقعا پیش بینی قبلی را تحت تاثیر قرار می دهد یا نه؟

در نهایت اینکه اصرار بر حفظ مواضع گذشته در بازاری که اطلاعات تله های ذهنی در سرمایه گذاری آن دائما در حال تغییر هستند جایگاهی ندارد.دیرپذیری می تواند مانع از تصمیمات و خرید و فروش های درست شود و لازم است که شما به عنوان یک سهامدار همیشه تحلیل های خود از بازار و صنایع مختلف را به دور از تعصب و با به روز کردن اطلاعاتتان انجام دهید،چرا که این اطلاعات بالاخره اثر خود را در سودآوری و قیمت سهام نشان خواهند داد و این آینده شرکت است که بر ارزش آن تاثیر دارد و نه گذشته شرکت.

نویسنده:پیمان باغچه سرا

چطور با تخفیف کارمزد در صرافی های ارز دیجیتال ثبت نام کنیم؟

نام صرافی تخفیف کارمزد IP خارج از ایران لینک ثبت نام
کوکوین دارد نیاز دارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
کوینکس
دارد نیاز دارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
بیت پین
دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
کیوسک دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
بیت ۲۴
دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد
آبان تتر
دارد نیاز ندارد ثبت نام با تخفیف کارمزد

توجه: با وجود اینکه دو صرافی کوینکس و کوکوین هر دو فعلا بدون نیاز به تغییر IP فعالیت می‌کنند اما بهتر است برای امنیت بیشتر از IP ثابت خارج از ایران استفاده کنید.

برای ورود به صرافی کوینکس حتما باید با IP خارج از ایران وارد شوید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین تماشا کنید
نزدیک
برو به دکمه بالا