معاملات در بازارForex

تفاوت عقد و قرارداد

تفاوت عقد عاریه با عقد قرض و ودیعه

تفاوت عقد عاریه با عقد قرض و ودیعه، تعریف عقد قرض و تفاوت آن با عاریه و تعریف عقد ودیعه و تفاوت آن با عاریه در این نوشتار مورد بررسی قرار می گیرد.

تفاوت عقد عاریه با عقد قرض و ودیعه، تعریف عقد قرض و تفاوت آن با عاریه و تعریف عقد ودیعه و تفاوت آن با عاریه در این نوشتار مورد بررسی قرار می گیرد .

مقدمه

عاریه در لغت به معنی چیزی است که کسی برای انتفاع موقت از دیگری بگیرد و بعد پس بدهد و قابل دادوستد باشد .

عاریه در اصطلاح حقوقی به عقد جایزی گفته می شود که به موجب آن یک طرف عقد به طرف دیگر اجازه می‌دهد که در زمان معینی از عین مال او به رایگان استفاده کند به شرطی که عین مال از بین نرود. (ماده ۶۳۵ قانون)

عاریه دهنده را معیر و عاریه گیرنده را مستعیر می‌گویند بنابراین توضیح، هر چیزی که با استفاده از آن، اصل آن از بین برود نمی‌تواند موضوع عقد عاریه باشد مثلاً خودرو را می توان عاریه داد ولی مواد غذایی مصرف شدنی را نمی‌توان عاریه داد .

با توجه به این که عاریه یک قرارداد محسوب می شود بنابراین برای صحت آن طرفین قرارداد باید از شرایط صحت معامله مقرر د ر ماده ۱۹۰ قانون مدنی برخوردار باشند و با توجه به جایز بودن آن هر یک از طرفین هر وقت بخواهند می‌توانند عقد را بر هم بزنند و با فوت و حجر هریک از طرفین عقد منفسخ می‌شود .

با توجه به ماهیت عقد عاریه و شباهت آن با عقد قرض و ودیعه، بعضاً مردم آن را با عقد قرض و عقد ودیعه اشتباه می گیرند در این بخش به تعریف عقد قرض و تفاوت آن با عاریه می پردازیم .

تعریف عقد قرض و تفاوت آن با عاریه

قرض عقدی است تفاوت عقد و قرارداد که به موجب آن یکی از طرفین مقدار معینی از مال خود را به طرف دیگر تملیک می‌کند و طرف مزبور باید مثل آن را از حیث مقدار و جنس و وصف رد نماید و در صورتی که نتواند مثل آن را رد کند می‌تواند قیمت آن را بدهد .

پس در عاریه، شخص عاریه دهنده مالی را برای استفاده کردن به عاریه گیرنده می دهد و عاریه گیرنده لزوماً باید خود آن مال را پس بدهد همچنین در عاریه بحث تملیک مال وجود ندارد و تنها عاریه گیرنده حق انتفاع و استفاده از آن مال را دارد .

ولی در قرض، قرض گیرنده، مالک آن مال می شود و تنها مکلف است مثل یا قیمت مال را به قرض دهنده پس بدهد .

در عقد عاریه مال مورد عاریه باید از اموالی باشد که با استفاده کردن، از بین نرود ولی در قرض مال مورد قرض از هر نوع مالی می‌تواند باشد چون قرض گیرنده قرار نیست عین مال را پس بدهد و حتی در صورت تلف مال مورد قرض، قرض گیرنده تنها باید مثل آن و در صورتی که نتواند مثلش را بدهد قیمت آن را پرداخت کند .

در خصوص تلف مال مورد عاریه باید گفت که عاریه گیرنده تنها در صورتی ضامن مال است که در استفاده از آن تعدی و تفریط (تقصیر) کرده باشد اما معمولاً طرفین عاریه شرط می کنند که در صورت تلف مال، عاریه گیرنده مسئول باشد و خسارت را جبران کند. (شرط ضمان)

درست است که قانوناً مستعیر ضامن نیست اما به حکم عقل لازم است که موقع انعقاد عقد، معیر شرط ضمان کند .

تعریف عقد ودیعه و تفاوت آن با عاریه

در نوشتار های قبلی در مورد ودیعه بحث مفصلی داشتیم ودیعه اذن در نگهداری از مال دیگری است ولی عاریه اذن در استفاده از مال دیگری است .

عاریه و ودیعه هرچند هر دو از عقود امانی هستند اما ودیعه امانت بالذات است ولی عاریه امانت به العرض. چون ودیعه ذاتاً برای امانت به دیگری داده می شود اما در عاریه منظور اصلی طرفین، استفاده از مال است .

در عاریه، مال مورد عاریه باید مصرف نشدنی باشد ولی در ودیعه این مورد فرقی ندارد .

برای انجام وکالت یا دریافت مشاوره و خدمات حقوقی از مشاوران ، کارشناسان و وکلای متخصص «آنی مشاور» و یا در صورت نیاز به برگزاری کارگاه و دوره‌های آموزشی برای خود کارکنان شرکتتان درباره این موضوع می توانید با شماره‌های :

۰۲۱۸۸۳۲۱۰۸۸ و ۰۲۱۸۸۳۲۳۲۷۹ و ۰۹۱۲۳۸۳۶۶۲۱ تماس حاصل فرمایید .

تفاوت عقد بیع و معاوضه

قبل از شرح تفاوت عقد بیع و معاوضه باید دانست که بیع شکل پیشرفته و امروزی معاوضه می باشد. قرن ها پیش و از زمانی که انسان پا به عرصه هستی نهاده است رفع نیاز ها و کالاهای ضروری زندگی در اولویت بوده اند. از این رو به عنوان اولین معامله قرارداد یا عقد معاوضه به وجود آمد. به این صورت که اگر کسی مازاد بر نیاز خود کالایی در اختیار داشت آن را با کالایی که مورد نیازش بود تعویض می کرد.

در واقع مهم ترین و بارزترین تفاوت عقد بیع و معاوضه در انجام معامله و قرارداد است. زیرا امروزه عقد معاوضه به سادگی گذشته صورت نمی گیرد. بلکه قانون مدنی کشورها جهت انجام آن قوانینی وضع نموده اند. در ادامه این متن به شرح کاملی از ابن دو نوع عقد و تفاوت های آن خواهیم پرداخت.

عقد بیع و معاوضه چیست؟

برای یافتن تفاوت عقد بیع و معاوضه بهتر است با مفهوم کلی این دو عقد آشنا شویم. در قانون مدنی کشورمان صراحتا به این موضوع اشاره شده است که افراد بنا بر خواست خود می توانند بر اساس عقد توافقاتی را انجام دهند. این توافقات موجب رسیدن این افراد به خواسته های حقوقی شان می شوند. طبق ماده ۴۶۴ قانون مدنی عقد معاوضه عبارت است از مبادله یک کالا با کالای دیگر، از این روش معامله در گذشته بسیار استفاده شده است.

به این صورت که اگر شخصی کالایا مال ارزشمندی داشت آن را به فردی دیگر می داد و در قبال آن کالای مورد نیازش را تهیه می کرد. در حال حاضر مشابه این مسئله وجود دارد. به طوری که در ماده ۴۶۵ قانون مدنی مفصلا به آن پرداخته شده است. مثلا برای معاوضه می توان گفت فردی خودروی خود را با خودروی فرد دیگری تعویض کند. این حالت نوعی معاوضه به حساب می آید. در عقد معاوضه طرفین معامله حق فسخ آن را ندارند. تنها در صورتی حق این کار را دارند که دلایل قانونی برای آن ارائه دهند. زیرا مال و کالای تعویضی میان طرفین معامله رد و بدل می شود و این عقد معاوضه را به یک عقد تملیکی تبدیل می کند. این عقد را می توان یک عقد لازم و معین دانست زیرا یک عقد رایگان نمی باشد. به همین دلیل برخی افراد آن را معاوضی نیز می گویند.

درباره عقد بیع باید گفت که در ماده ۳۳۸ قانون مدنی به طور کامل به آن پرداخته شده است. عقد بیع شامل تملک یک مال معین توسط یک شخص به صورت قانونی و در مقابل یک عوض دیگر می باشد. این عوض ممکن است مال، پول یا ارائه خدمات باشد.

مهم ترین تفاوت عقد بیع و معاوضه

مهم ترین تفاوت عقد بیع و معاوضه به قرار ذیل است:

۱: اگر بین دو نفر به عنوان طرفین معامله عقد بیع روی داده باشد در قانون موارد و شرایطی برای آن در نظر گرفته شده است. زیرا عقد بیع یک عقد لازم است. قانون گذار برای فسخ ان خیاراتی از جمله خیار تاخیر ثمن، خیار مجلس و خیار حیوان در نظر گرفته است. لازم به ذکر است این ۳ خیار به طور مشخص و معلوم مختص عقد بیع می باشند. بنابراین اگر یکی از طرفین و یا هر دوی آن ها بخواهند از عقد معاوضه استفاده کنند حق آوردن این خیارات را در قرار داد ندارند. به زبان ساده تر این احکام خاص در عقد معاوضه مورد استفاده قرار نمی گیرند و درباره آن جاری نمی شوند.

پس ملاک تفاوت عقد بیع و معاوضه تشخیص قصد و نیت و اراده طرفین در قرارداد است. به این شکل است که ماهیت و اصول قرارداد مشخص می شوند. به طور کلی اگر یکی از طرفین در قرارداد مال های تعویضی را یکی ثمن و دیگری ذکر نمایند می توان گفت که عقد بیع بوده است.

۲: دیگر تفاوت عقد بیع و معاوضه مربوط به کالا های مورد معاوضه می شد. به این شکل که در عقد بیع مبیع عین بوده اما در عقد معاوضه عوض علاوه بر عین منفعت یا حق یک مال نیز خواهد بود.

۳: نکته دیگر در رابطه با تفاوت عقد بیع و معاوضه این است که حق شفعه خاص عقد بیع می باشد. به این شکل که اگر دو نفر به صورت شراکتی مال غیر منقول را در قالب عقد بیع منعقد نمایند برای شریک دیگر حتما حق شفعه در نظر گرفته می شود. این در حالی است که اگر این حالت در قالب عقد معاوضه انجام بگیرد حقی به نام حق شفعه برای شریک در نظر گرفته نخواهد شد.

سخن آخر

همه ما حتما بارها و بارها با انواع عقد قرارداد به خصوص عقد بیع و معاوضه روبه رو شده ایم. با این حال شاید کمتر کسی باشد که نوع قرار داد را دانسته و یا حتی درباره عقد بیع و یا معاوضه اطلاعی داشته باشد. بنابراین در مطلب فوق تا حدودی این دو عقد و قرارداد را شرح دادیم به امید آن که مورد توجه و استفاده قرار بگیرد.

تفاوت عقد قرارداد با اشخاص حقیقی و حقوقی

در برخی از قراردادها، مدت قرارداد از جمله ارکان تشکیل دهنده آن محسوب می‎شود، مثل قراردادهایی که موضوع آن ارایه خدمات یا انجام کار است و یا در قرارداد اجاره که تاریخ از جمله شرایط صحت و درستی آن است؛ به نحوی که اگر مدت اجاره معلوم نباشد، قرارداد باطل است.

حتما” تاکنون با کلمات اشخاص حقیقی و حقوقی به خصوص در فرم های اداری و بانکی یا قراردادهایی دیگر مواجه ‎شده اید. با مجله پیام دلتا همراه باشید تا از تفاوت عقد قرارداد با اشخاص حقیقی و حقوقی آگاه شوید.

شخص حقیقی و حقوقی

شخص حقیقی: هر فرد زنده دارای یک شخصیت حقیقی که با فوت او این شخصیت از بین می‎رود .شخص حقیقی دارای یک سری خصوصیات مختص خودش است که پس از تولد آن فرد با آن مشخصات شناخته می‎شود مانند: نام, نام خانوادگی, تاریخ تولد, کد ملی, شماره شناسنامه و …..

شخص حقوقی: شرکت ها هستند که پس از طی مراحل قانونی ثبت می‎شوند و با منحل شدن شرکت، شخصیت حقوقی آنها از بین می‎رود. اشخاص حقوقی نیز دارای یک سری خصوصیات مختص خودشان هستند و با آن مشخصات شناخته می‎شوند مانند: نام شخص حقوقی, تاریخ ثبت, شماره ثبت, کد شناسایی, کد اقتصادی, موضوع فعالیت و …..

در تنظیم قرارداد با اشخاص حقیقی چه نکاتی باید رعایت شود؟

در تنظیم قرارداد با اشخاص حقیقی توجه به موضوع بلوغ، عاقل و ممنوع المعامله بودن یا نبودن فرد بسیار مهم است، هم­چنین ممکن است شخصی به نمایندگی و وکالت از سوی دیگری قرارداد را تنظیم کند، در این صورت باید برگ نمایندگی و وکالت نامه او و اعتبار تفاوت عقد و قرارداد آن را بررسی و حتماً شماره و مشخصات آن را در متن قرارداد ذکر کرد.

طبق قانون برای صحیح بودن قرارداد، چهار شرط اساسی لازم است:

  • قصد دو طرف و رضایت آن ها
  • اهلیت دوطرف
  • موضوع معین مورد معامله
  • مشروعیت معامله

اگر قرارداد یکی از این چهار شرط را نداشته باشد ، ممکن است عقد اساساً باطل شود.

تنظیم قرارداد با اشخاص حقوقی به چه صورتی است؟

هنگام تنظیم قرارداد با اشخاص حقوقی، باید با ملاحظه اساسنامه شرکت و آگهی آخرین تغییرات آن (مندرج در روزنامه رسمی) معلوم شود که آیا شرکت در محدوده موضوع فعالیت خود قصد انعقاد قرارداد دارد یا خیر؟

همچنین مشخص شود چه کسانی دارای نمایندگی و حق امضای اسناد و قرارداد برای شرکت هستند.

موضوع قرارداد و یا مورد معامله چه شرایطی باید داشته باشد؟

  • مورد معامله ارزش اقتصادی داشته باشد.
  • مورد معامله در زمان انعقاد قرارداد، موجود، معلوم و مشخص باشد، مثل یک دستگاه اتومبیل با مشخصاتی که دوطرف رویت می‎کنند و از کیفیت آن کاملاً آگاه می‌شوند.
  • مورد معامله اگر در زمان انعقاد قرارداد موجود نباشد باید کیفیت و مقدار آن مال معلوم و معین و کاملاً توصیف شود و واگذارکننده به تولید، ساخت و واگذاری آن پس از تولید (با جزئیاتی که هیچ تردیدی باقی نماند) متعهد شود.
  • تسلیم مال امکان پذیرو فروشنده مالک باشد، در غیر این‌صورت معامله فضولی بر مال غیر محسوب می‎شود و اگر مالک اصلی رضایت به انتقال ندهد، معامله باطل می‎شود.

برای تنظیم قرارداد می‎توان هر مدتی را تعیین کرد؟

در برخی از قراردادها، مدت قرارداد از جمله ارکان تشکیل دهنده آن محسوب می‎شود، مثل قراردادهایی که موضوع آن ارایه خدمات یا انجام کار است و یا در قرارداد اجاره که تاریخ از جمله شرایط صحت و درستی آن است؛ به نحوی که اگر مدت اجاره معلوم نباشد، قرارداد باطل است.

توصیه می‎شود تاریخ هم به صورت عددی و هم به صورت حروفی درج شود، زیرا از نظر حقوقی بسیار مهم است .

در مواردی ممکن است تاریخ انتقال یا تاریخ انجام کار غیر از تاریخ تنظیم قرارداد باشد. بنابراین در بند جداگانه ای با عنوان مدت قرارداد باید زمان دقیق آغاز و پایان کار تصریح شود. اگر تاریخ شروع قرارداد به دلیلی از قلم بیفتد و در قرارداد ذکری از آن نشود تاریخ امضای قرارداد تاریخ آغاز آن محسوب می‎شود.

عقد عاریه چیست؟ + تعریف عقد عاریه و تفاوت عقد عاریه با اجاره، قرض و حق انتفاع

عقد عاریه

عقد عاریه یکی از انواع قرارداد و از عقود مهم در قانون مدنی است که در روابط حقوقی میان مردم نقش مهمی دارد. بسیاری از ما بدون اینکه از این مساله آگاه باشیم، از قرارداد عاریه استفاده کرده‌ایم و یکی از طرفین این قرارداد بوده‌ایم. حال بهتر است علاوه بر شناختی که در عرف نسبت به این قرارداد وجود دارد، درباره تعریف عقد عاریه در قانون نیز مطلع باشیم و مطابق با قواعد مربوط به آن، با یکدیگر توافق کنیم. اولین سوال و مهمترین سوال درباره این عقد، این است که اساسا عقد عاریه چیست ؟ برای پاسخ به این سوال منابع زیادی وجود دارد. عرف، فقه و قانون مدنی درباره این قرارداد تعاریفی را بیان کرده‌اند. ما در این مقاله، به این سوال با توجه به قواعد مندرج در قانون مدنی پاسخ خواهیم داد.

این توافق چگونه توافقی است؟

عقد عاریه در قانون مدنی و همچنین عقد عاریه در فقه، به عنوان یک عقد معین نام برده شده است. یعنی اینکه این قرارداد در قانون مدنی و فقه شناخته شده است و قواعد و ضوابطی را برای استفاده از آن در نظر گرفته‌اند. بنابراین، اگر تمایل دارید از این قرارداد و این شیوه از توافق استفاده کنید، ناچار خواهید بود که به قواعد مربوط به این قرارداد نیز توجه داشته باشید.

تعریف عقد عاریه در ماده 635 قانون مدنی بیان می‌شود. این ماده، عاریه را یک عقد یا توافق در نظر می‌گیرد. بنابراین، لازم است که برای تنظیم متن این توافق نیز به تمام اصول و شرایط صحت قراردادها توجه شود. علاوه براین، در ماده 635 قانون مدنی آمده است که به موجب قرارداد عاریه ، شخصی به شخص دیگری اجازه می‌دهد که به صورت رایگان و مجانی از منافع مال او بهره مند شود. یعنی اینکه از مال او نفع ببرد و به صورت موقتی از منافع آن مال استفاده کند.

برای مثال ممکن است که همراه با خواهر خود به یک مهمانی دعوت شده باشید و خواهر شما تمایل داشته باشد که از جواهرات شما در آن مهمانی استفاده کند. در این حالت، شما با خواست و رضایت، جواهرات خود را در اختیار خواهرتان می‌گذارید و به او اجازه می‌دهید که در طول مدت مهمانی از آن‌ها استفاده کند. بدون شک، این اقدام را نیز به رایگان و مجانی انجام می‌دهید. در چنین شرایطی گفته خواهد شد که جواهرات شما حکم مال عاریه‌ای را دارد و ناخودآگاه میان شما و خواهرتان یک قرارداد عاریه برقرار شده است.

تفاوت با حق انتفاع

با توضیحی که در بخش قبلی درباره عاریه ارائه دادیم؛ احتمالا به این سوال فکر کرده‌اید که تفاوت حق انتفاع با عقد عاریه چیست؟ آیا اجازه استفاده از مال عاریه به همان معنای انتفاع است؟

در پاسخ باید بگوییم که قطعا تفاوت حق انتفاع با عقد عاریه برقرار است و این دو با یکدیگر متفاوت هستند. به این صورت که یکی از آن‌ها عقدی است که به واسطه تنظیم قرارداد میان طرفین برقرار می‌شود و دیگری حقی است که به واسطه شرایط خاص طرفین ایجاد خواهد شد.

اگر بخواهیم در خصوص تفاوت حق انتفاع با عقد عاریه توضیحات بیشتری ارائه دهیم، باید بگوییم که عقد عاریه در قانون مدنی یک قرارداد اذنی است. یعنی اینکه به واسطه این قرارداد، اجازه استفاده از مال مورد نظر، به شخص دیگر داده می‌شود. تفاوت حق انتفاع با عقد عاریه را می‌توانیم در چند مورد بیان کنیم. این موارد عبارتند از:

  1. همانطور که بیان شد، عاریه نوعی اجازه و اذن برای نفع بردن است اما در انتفاع، حق انتفاع اعطا می‌شود.
  2. انتفاع یک عقد عینی است و برای آنکه از آن استفاده کنیم لازم است قبض مال نیز انجام شود اما عاریه با ایجاب و قبول طرفین برقرار خواهد شد و نیازی به قبض مال ندارد.
  3. عاریه جایز و انتفاع لازم است.
  4. اگر شخصی بعد از تفاوت عقد و قرارداد ایجاد حق انتفاع، مانع کسب منفعت از مال مورد نظر شود، صاحب حق می‌تواند از او شکایت کند اما اگر از انجام عاریه ممانعت شود، نمی‌توانیم دعوای ممانعت از حق طرح کنیم.

تفاوت با قرض

با اینکه به نظر می‌رسد قرارداد عاریه و قرارداد قرض با یکدیگر شبیه باشند اما این دو عقد در حقیقت تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند. تفاوت عقد عاریه با قرض را می‌توانیم در چند مورد بیان کنیم. در ادامه به توضیحاتی درباره این تفاوت‌ها می‌پردازیم:

  1. مساله اول؛ تملیکی بودن عقد قرض است. زمانی که شما مالی را به دیگری قرض می‌دهید، مال را با شرایط خاصی در مالکیت او قرار می‌دهید. به این صورت که شخص مقابل این امکان را دارد که هرگونه تصرفی را انجام دهد و در آخر ملزم است که دقیقا مشابه مال قرضی را به شما برگرداند. این مساله در عاریه متفاوت است. عقد عاریه تملیکی نیست و شخص فقط اجازه استفاده از منافع مال مورد نظر را کسب می‌کند.
  2. با توجه به مساله تملیکی بودن عقد قرض، شما می‌توانید هر نوع تصرفی در مال داشته باشید و حتی آن را تلف کنید. زیرا در آخر این امکان وجود دارد که مثل همان مال را به مالک برگردانید. از آن جهت که عاریه تملیکی نیست، شما صرفا می‌توانید به رایگان از مال مورد نظر استفاده کنید و اجازه تلف کردن مال را ندارید.
  3. نکته آخر در خصوص تفاوت عقد عاریه با قرض این است که موضوع مال عاریه حتما باید اموال قابل بقا باشد. یعنی اینکه مال مورد نظر با استفاده شدن، باز هم باقی بماند و ایرادی در آن ایجاد نشود. برای مثال یک خودرو می‌تواند موضوع قرارداد عاریه باشد اما اموال خوراکی که با مصرف به انتها می‌رسند را نمی‌توانیم عاریه دهیم.

تفاوت با شرایط استیجاری

عاریه یک عقد جایز است اما اجاره نامه یک قرارداد لازم به شمار می‌رود. علاوه براین، عاریه رایگان و مجانی انجام می‌شود در حالی که برای قرارداد اجاره ، مبلغی به عنوان کرایه تعیین خواهد شد و این قرارداد، در واقع یک قرارداد معوض است. اجاره یک عقد تملیکی محسوب می‌شود ولی در عاریه بحث تملیک مطرح نیست. همچنین، در عاریه شما اجازه ندارید مال را به گونه‌ای تصرف کنید که به خسارت و تلف منجر شود اما در اجاره، ممکن است خسارتی ایجاد شود، که در این صورت مستاجر ضامن برطرف کردن خسارت خواهد بود. مواردی که توضیح داده شد، دقیقا تفاوت عقد عاریه با اجاره محسوب می‌شوند. در زمان تنظیم قرارداد نیاز داریم که درباره این موارد اطلاعات داشته باشیم.

جایز یا لازم بودن قرارداد و اثر تعیین مدت در عقد عاریه

می‌دانیم که عقد عاریه در فقه و در قانون یک عقد جایز است. به این معنی که طرفین هر زمانی که بخواهند می‌توانند قرارداد را فسخ کنند. با این حال، تاکید می‌شود که قرارداد شما دارای تاریخ باشد. سوالی که پیش می‌آید این است که با وجود جایز بودن قرارداد، اثر تعیین مدت در عقد عاریه چیست؟

آیا اگر مدت تعیین شود، لازم است که تا پایان مدت قرارداد، به آن متعهد باشیم؟ آیا عاریه به یک عقد لازم تبدیل می‌شود؟ آیا به جهت اثر تعیین مدت در عقد عاریه ، بهتر است که قرارداد بدون تاریخ باشد؟!

در پاسخ باید بگوییم که اثر تعیین مدت در عقد عاریه تفاوتی در جایز یا لازم بودن قرارداد ایجاد نمی‌کند. یعنی اینکه با وجود تعیین مدت قرارداد، باز هم این امکان وجود دارد که پیش از موعد قرارداد، توافق را فسخ کنید و تعیین مدت مانعی برای فسخ قرارداد نخواهد بود.

پیشنهاد ما

عقد عاریه از جمله عقودی است که با وجود کاربرد زیادی که دارد، ممکن است در مواردی به اشتباه به کار برده شود. به همین دلیل است که نیاز داریم پیش از استفاده از این قرارداد، درباره نکات حقوقی و قانونی آن، اطلاعات کافی داشته باشیم. در این خصوص به شما پیشنهاد می‌کنم که با استفاده از خدمات مشاوره حقوقی تلفنی ، سوالاتتان را بپرسید و همچنین با تنظیم قرارداد ، مطابق شرایطی که در نظر دارید، قرارداد امضا کنید.

تفاوت عقد بیع و معاوضه

تفاوت عقد بیع و معاوضه: امروزه افراد می توانند در قالب عقود صحیح، کالا یا منفعتی را به دست آورند و در مقابل آن ثمن یا منفعتی را به طرف مقابل برسانند. اما این کار در گذشته بیشتر به صورت مبادله کالا به کالا بود. عمده ترین نوع انتقال مال و دریافت ثمن در دنیای امروز در قالب عقد بیع است بدین صورت که شما یک جنس یا کالا را خریداری می کنید و قیمت آن را پرداخت می کنید اما این روش تنها روش به دست آوردن مال مورد نظرتان نمی باشد. معاوضه یکی دیگر از روش های به دست آوردن مال است و با عقد بیع متفاوت می باشد. قصد داریم تا توسط وکیل ملکی تبریز در این مقاله علاوه بر تعریف این عقود به بررسی وجه اختلاف و تفاوت عقد بیع و معاوضه بپردازیم. پیشنهاد می کنیم با ادامه این مطلب ما را همراهی نمایید.

تفاوت عقد بیع و معاوضه

تفاوت عقد بیع و معاوضه

عقد بیع چیست؟

عقد بیع دارای دو رکی اصلی و اساسی است. اگر این دو رکن وجود نداشته باشد اساسا چیزی به نام عقد بیع نیز وجود دارد. این دو رکن شامل مبیع و ثمن هستند. مبیع توسط فروشنده به خریدار تسلیم می گردد و ثمن یا بهای مال نیز توسط خریدار به فروشنده تحویل داده می شود. بنابراین خریدار می خواهد با پرداخت مبلغی پول (ثمن) کالای مورد نیاز خود (مبیع) را که در مالکیت فروشنده (بایع) است به دست آورد. به دنبال این عقد و ایجاب و قبول، عقد بیع یا همان معامله صورت می گیرد و خریدار نیز بعد از آن به عنوان مالک مال شناخته می شود.

عقد معاوضه چیست؟

معاوضه با عقد بیع فرق دارد هرچند در نتیجه آن یک کالا به مالکیت طرف دیگر درمی آید. دو رکن اساسی این عقد شامل عوض و معوض می باشد. معوض اولین کالایی است که در این قرارداد تحت تعویض قرار می گیرد و در قبال آن یک مال به عنوان عوض پرداخت می شود. تفاوت معاوضه با بیع در این است که برای بیع باید قیمت ریالی (یا ارزی) مال پرداخت شود حال آنکه در معاوضه این گونه نیست و هیچ کدام از مال هایی که در دو طرف قرارداد موجود هستند به صورت وجه نقد یا اعتبار و امثال آن ها نیستند. ایجاب و قبول نیز در این عقود جاری است.

ایجاب و قبول به چه معناست؟

در هر دو معامله فوق مسئله ای به نام ایجاب و قبول وجود دارد. ایجاب نوعی پیشنهاد است بدین صورت که یک فرد پیشنهاد فروش مال یا معاوضه آن را می دهد و طرف مقابل نیز آن را قبول می کند. اساسا تا ایجاب و قبول صورت نگیرد امکان وقوع عقد نیز وجود ندارد. ایجاب و قبول نقطه مشترک عقود صحیح است که در بیع و معاوضه نیز جریان دارد؛ حتی ماهیت این عقود نیز شباهت بسیار زیادی به یکدیگر دارد اما ارکان عقد است که باعث تفاوت معاوضه و بیع می گردد. در ادامه به سایر وجوه تمایز و تفاوت عقد بیع و معاوضه خواهیم پرداخت.

اختلاف در عوض معامله

هم عقد بیع و هم معاوضه نوعی معامله هستند و اختلاف آن ها در عوضین است. در واقع عوض معامله در عقد بیع، ثمن یا همان پول نقد و اعتبار بانکی است اما در معاوضه این گونه نیست و عوض معامله خود نوعی کالا یا مال منقول و غیرمنقول است. در مثال های ذیل می توان به راحتی تفاوت عقد بیع و معاوضه را دریافت:
مثال اول: فردی یک گوشی می خرد (اعم از اینکه دست دو یا کاملا نو و آکبند باشد) و در برابر گوشی خریداری شده به فروشنده مبلغی پول می دهد. این مبلغ باید به توافق طرفین رسیده باشد و درواقع فروشنده و خریدار نسبت به قیمت تعیین شده برای گوشی رضایت داشته باشند. در اینجا عقد بیع صورت تفاوت عقد و قرارداد گرفته است.
مثال دوم: تصور کنید فردی یک گوشی سامسونگ مدل بالا دارد و دیگری یک آیفون قدیمی! ارزش این گوشی ها تقریبا برابر است. اگر طرفین با یکدیگر توافق نمایند می توانند گوشی خود را با گوشی طرف مقابل تعویض نمایند بدون آنکه نیاز باشد یک بار آن را در قالب عقد بیع فروخته و سپس طرف مقابل آن را خریداری کند. در این شرایط است که از معاوضه سخن می گوییم.

تفاوت در خیارات معامله

معاوضه و بیع دو عقد لازم هستند و بدون دلایل قانونی قابل فسخ نمی باشند مگر اینکه طرفین در خصوص فسخ آن ها به توافق برسند. اغلب خیارات در عقد بیع و معاوضه مشترک هستند اما خیار تاخیر ثمن، خیار مجلس و خیار حیوان مختص عقد بیع هستند و در معاوضه بکار نمی روند.
• خیار تاخیر ثمن: اگر خریدار دیرتر از زمان مقرر و توافق شده برای پرداخت بهای معامله تاخیر نماید فروشنده می تواند بیع را به هم زده و کالای مورد نظر را پس بگیرد.
• خیار مجلس: طرفین تا زمانی که در مجلس مورد نظر حضور دارند (همان مجلسی که منتهی به عقد بیع شده است) می توانند بیع را فسخ کنند.
• خیار حیوان: اگر مورد معامله یک حیوان مانند اسب، گاو، گوسفند و امثال آن ها بوده است خریدار تا سه روز فرصت دارد تا عقد بیع را یک طرفه فسخ کند.
حق شفعه مختص عقد بیع است نه معاوضه
اختلاف نهایی در خصوص معاوضه و عقد بیع در خصوص حق شفعه است به این صورت که اگر دو نفر به طور شراکتی مال غیر منقول را در قالب عقد بیع (نه معاوضه) منعقد کنند، برای شریک دیگر حق شفعه ایجاد می شود در حالی که اگر در قالب معاوضه باشد حق شفعه ای برای شریک ایجاد نمی شود. این سه مورد به عنوان وجوه اختلاف و تفاوت عقد بیع و معاوضه شناخته می شوند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا