فاركس حرفه اي

چگونه پول زیاد در بیاوریم

مارال فرجاد، بازیگر ۳۹ ساله تئاتر، سینما و تلویزیون، مدتی است در کشور مجارستان درگیر درمان بیماری سرطان خویش است. او آرزو دارد سرطان را مغلوب کند و دوباره حرفه مورد علاقه خود، بازیگری بازگردد. فرجاد با انتشار ویدیویی از دوران شیمی درمانی خود در اینستاگرام، درباره تجربه ابتلا به سرطان و چالش های شیمی‌درمانی اش نوشت.مارال فرجاد با انتشار ویدیویی از اتاق شیمی درمانی که آهنگ «خونه ی ما» از مرجان فرساد روی آن بود نوشت: «حالا به معاشرت طولانیم با این درد که فکر می‌کنم، می‌فهمم بسیاری از جزییات را از یاد برده‌ام. جزییاتی دردناک، رنج‌آور و گاه از حد طاقتم فراتر. احتمالا همین فراموشی است که به ما کمک می‌کند طاقت بیاوریم.

بخشش مال و ثروت-حسین دارنده

بخشش مال و ثروت-حسین دارنده : ما با بخشش مقداری از پول‌مان آن هم به صورت صحیح به دیگران ، نه تنها عمل پالایش را خوب انجام می‌دهیم؛ بلکه عمل دل نبستن به ثروت و عدم وابستگی به مال دنیا را نیز به نحو‌احسن انجام داده ایم. سعی کنید بخشی از ثروت‌تان را رها کنید و ببینید که چطور ثروت از قبل بیشتر به سمت شما می‌آید‌ ولی باز هم می‌گویم باورتان نسبت به وفور ثروت در جهان موقع این رها کردن بسیار اهمیت دارد.

رها کردن چیزی از سمت ما دلیل بر این نمی‌شود که آن چیز هم ما را رها کند؛ مثلاً شما اگر بخشِ کوچکی از پولتان را ببخشید این‌طور نیست که پول هم از پیش شما برود، او تمایل بیشتری پیدا می‌کند تا به سوی شما باز‌گردد چون آن پول در نزد شما آزاد و رهاست و هر دفعه‌ای که می‌رود پربرکت‌تر و پر‌بار‌تر از قبل باز می‌گردد و از همه مهم‌تر دعای خیر انسانی که شما بخشی از پولتان را به او بخشیده‌اید نیز پشت آن پول است.

انسان اگر ثروتش را جمع کند و پول روی پول بگذارد وعمل پالایشِ ثروت را به صورت مرتّب در زندگی‌اش انجام ندهد آن ثروت جز دردسر برای او چیزی به همراه ندارد زیرا ثروت دوست دارد از زندگی آن شخص خارج شود و خودش را تسویه کند تا برود و پر‌بار‌تر بازگردد ولی بعضی از انسان‌ها با احتکار جلوی این رفت و آمدها را می‌گیرند وظیفۀ ما ‌به عنوان دارندۀ این ثروت این است که با رضایت کامل باز هم می‌گویم با رضایت کامل مقداری از آن ثروت را در راه درست و کاملاً برای خیر و منفعت جهان از زندگی‌مان خارج کنیم هیچ‌وقت از خارج کردن ثروت از زندگی‌تان نترسید حتی اگر یک دلار کل سرمایۀ زندگی‌تان است؛ مقداری از آن را با جان و دل ببخشید آن زمان بنشینید و ببینید که برکتِ پشتِ آن مقدار از پولی که بخشیده اید چطور برای شما معجزه می‌کند او می‌رود و با پول‌ها و ثروت‌های بیشتری باز‌می‌گردد

فقط یادتان باشد چشم‌داشتی به آن مقدار پول رها کرده نداشته باشید‌ و با جان و دل آن را رها کنید. با انبار کردن و خارج نکردن قسمتی از ثروت‌تان شما دربهای نفوذ ثروتِ بیشتر به زندگی‌تان را می‌بندید از این گفتۀ من مطمئن باشید که اگر نتوانید بخشی از ثروت‌تان را پالایش کنید آن ثروت به صورت بیماری، دارو، مریضی، خرج‌های غیر‌منتظره و غیره… و یا حتّی مریضیِ اعضای خانواده‌تان از زندگی شما خارج می‌شود‌ چون ثروت انرژی است؛ مانند احساسات و این انرژی اصلاً دوست ندارد ساکن باشد و دوست دارد در جنب و جوش باشد و ما اگر نتوانیم هوشیارانه آن را پالایش کنیم بخشی از آن ثروت با ضرر زدن به زندگی‌مان خودش را خارج می‌کند.

بخشش مال و ثروت-حسین دارنده

خودِ من به شخصه هر موقع که ماشینم خراب می‌شود یا وسایل خانه دچار مشکلی می‌شود یا اتفاقی غیر منتظره برایم می‌اٌفتد که باید پولی خرج کنم بسیار خرسند می‌شوم و خداوند را شکر می‌کنم که با این خرج‌های کوچک عمل پالایش را ناخودآگاه انجام می دهم آن زمان با جان و دل مقداری از پولم را از زندگی‌ام خارج می‌کنم و خوشحال می‌شوم که این پالایش یا ‌تخلیه با همین مقدار پول از زندگی‌ام خارج شد.‌

یکی از همسایگان قدیم من که شخصی محترم بود علاقۀ شدیدی به جمع کردن مال دنیا داشت و به هیچ‌وجه ذرّه‌ای از ثروتش را خرج نمی‌کرد گاهی اوقات اتّفاق‌های عجیب و غریبی در زندگی‌اش رخ می‌داد که مجبور می‌شد بخش زیادی از پولی که جمع کرده است‌ را بی‌جهت خرج کند؛ مثلاً همسرش یک‌دفعه به بیماری عجیب و چگونه پول زیاد در بیاوریم غریبی مبتلا می‌شد که باید آمپول‌هایی را هر هفته می‌زد که هرکدام پانصد دلار بودند‌، یا مثلاً خیلی اتّفاقی قسمتی از خانه اش خراب می‌شد که بسیار هزینه بر‌می‌داشت این‌گونه اتّفاقات خیلی زیاد برایش پیش می‌آمد و هر هفته یا ماهی یکی دو بار خرج‌های سنگینی روی دستش می‌گذاشت او با ناراحتی به من می‌گفت: من ذرّه‌ای از ثروتم را به دنیا نداده‌ام ولی دنیا خیال می‌کند می‌تواند همۀ آن را یک‌جا از من بگیرد‌.

وقتی راجع به پالایش و انبار نکردن ثروت با او صحبت کردم و به او گفتم که خودت باید هوشیارانه ثروتت را از زندگی‌ات خارج کنی او خندید و به من گفت: من تمام این ثروت را ذرّه‌ذرّه و با سختی به دست آورده‌ام آن‌وقت تو به من می‌گویی بخشی از آن را ببخشم؟ چگونه پول زیاد در بیاوریم اصلاً امکان ندارد این کار را بکنم.

پیشنهاد میشود این فایل صوتی درباره پالایش نفس را حتما گوش دهید اینجا ضربه بزنید

بسیاری از انسان‌ها همه چیزشان را محکم و سفت نگه می‌دارند و قصد تعویض آن‌ها را ندارند؛ مثل لباس‌ها، وسایلِ خانه، وسایلِ شخصی، پولها‌ و غیره… و وقتی به صورت خیلی ناگهانی اتّفاقی برایشان پیش می‌آید که باید هزینه‌ای بسیار سنگین کنند پیش خودشان می‌گویند این دیگر از کجا پیدا‌ شد؟ جواب دقیقاً همین است اگر چیزی را دارید و خیلی وقت است که از زمان تعویضش گذشته است ولی شما هنوز آن را سفت چسبیده‌اید باید منتظر خروجی‌های غیر‌منتظره در زندگی‌تان باشید که معمولاً هم پر‌هزینه و غیر‌منتظره هستند.

بخشش مال و ثروت-حسین دارنده

چیزی که باید از زندگی‌تان برود بگذارید برود وظیفۀ شما فقط هدایت آن به درب خروج است حال آن چیز می‌خواهد انسان باشد،ثروت باشد، احساس تنفر و کینه باشد، و هر چیز دیگری…‌ مطمئن باشید هر چیزی را که خودتان رها کنید بهترش باز‌می‌گردد‌ ولی اگر آن را سفت بچسبید و وابسته آن شوید به تباهی کشیده می‌شود انسان اگر جلوی هر چیزی مقاومت نشان دهد آن چیز بیشتر ایستادگی می‌کند

در اینستاگرام و تلگرام همینطور یوتیوب و آپارات ما را نیز دنبال کنید

تجاوز وحشتناک عمو به برادرزاده جوان فاش شد

زن ۲۵ ساله که مورد تجاوز عمویش قرار گرفته بود دست به خودکشی زد.

تجاوز وحشتناک عمو به برادرزاده جوان فاش شد

راز تجاوز وحشتناک عمو به برادرزاده جوان فاش شد، زن جوانی که قصد خودکشی در رودخانه هند را داشت با تلاش ماموران پلیس و اورژانس از مرگ نجات یافت. زن ۲۵ ساله پس از نجات از مرگ گفت که قصد داشت به خاطر تجاوز‌های پیاپی عمویش خودکشی کند به همین خاطر تصمیم گرفت خودش را به داخل رودخانه بیاندازد.

زن ۲۵ ساله‌ای که زنده از رودخانه بیرون کشیده شد گفت که به مدت ۲ سال بار‌ها مورد تجاوز وحشتناک عمو قرار گرفته و نخستین بار زمانی که او ۲۳ سال داشته عمویش او را به هتلی برده و درون نوشیدنی اش داروی خواب آور ریخته و پس از بیهوشی وی را مورد تعرض قرار داده و از او فیلم گرفته و او را بار‌ها تهدید کرده است که اگر از این موضوع با کسی صحبت کند فیلمش را منتشر می‌کند و او را رسوا خواهد کرد و با استفاده از این روش ۲ سال وی را مورد تجاوز وحشتناک قرار داده تا جایی که دیگر خسته شده و تصمیم گرفت خودکشی کند.

با شکایت این زن تحقیقات پلیس در این ارتباط آغاز و عموی وی دستگیر شد.

تجاوز وحشیانه مرد سیگار فروش به یک دختر | این تصاویر برای همه مناسب نیست!

این مرد فروشنده سیگار بهنگام شب یک دختر ۲۰ ساله که در یک کافه گارسون بود را با تهدید اسلحه سرد به خانه خود میبرد، او پس از تجاوز وحشیانه به دختر بیچاره گلوی او را می برد.

بهانه عجیب مرد ایرانی برای تجاوز به دختران | جزئیاتی از تجاوز مرد پر انرژی به دختران

مردی که به بهانه انرژی‌ درمانی دختر جوانی را مورد تجاوز جنسی قرار داده، مدعی شد این دختر را به عقد موقت خود درآورده است.

زیربنای اجتماعی چالش اقتصادی

نهادهای دولتی پس از ۶ دوره اجرای پر چگونه پول زیاد در بیاوریم فراز و نشیب برنامه‌های توسعه‌ای کشور اذعان کردند که نه تنها این برنامه‌ها کمتر از ۳۵ درصد محقق شده‌اند، بلکه در مواردی اجرای برنامه‌ها نیز از اهداف خود فاصله گرفته یا انحراف مسیر پیدا کرده‌اند. این موارد تورم، افزایش نرخ بیکاری، کاهش ارزش پول ملی، تنگنای معیشتی مردم و مواردی از این دست بود. نهادهای سیاستگذار حدودا یک سال از تدوین برنامه هفتم توسعه عقب مانده‌اند. این مساله تذکر رهبری را در پی داشت. حالا در مجامع تصمیم‌ساز بحث برسر تغییر ریل‌گذاری برنامه‌های توسعه است.

روزگذشته همایشی به همت مرکز پژوهش‌های مجلس با حضور مدیران ارشد و تصمیم‌ساز کشور برگزار شد تا اهمیت تغییر ریل‌گذاری برنامه هفتم توسعه تبیین شود. به گزارش «دنیای اقتصاد» هر یک از مسوولان در همایش مذکور چند جمله طلایی عنوان کردند ازجمله اینکه سیداحسان خاندوزی‌، وزیر اقتصاد در همایش مذکور اعلام کرد برنامه‌های توسعه محل پرداختن به همه مسائل نیست، بلکه فرصت مغتنمی برای خروج از روزمرگی است و باید مسائل راهبردی شود. بابک نگاهداری، ‌رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس نیز گفت: ‌توسعه در کشور متولی ندارد و اگر جلد روی برنامه‌های توسعه ادوار گذشته را ‌برداریم اساسا مشخص نیست که آن برنامه‌ها برای چه کشوری و چه دوره‌ای نوشته شده است.

سید‌شمس‌الدین حسینی، نماینده مجلس نیز گفت برنامه‌های توسعه گذشته بدون تحلیل و برآورد محیط بین‌المللی نوشته شده و تحریم، عامل اصلی موفق نشدن برنامه‌های عمرانی کشور در برنامه اول توسعه است. حسینی همچنین هشدار داد که اگر برنامه‌های توسعه‌ای کشور را در سطح سند حکمرانی نگاه نکنیم به آیین‌نامه اداری تبدیل می‌شود. در این میان سخنان علی صالح‌آبادی، رئیس کل بانک مرکزی و حسین حسین‌زاده‌بحرینی، نماینده مجلس و طراح طرح اصلاح ساختار بانک مرکزی درباره ضرورت اصلاحات اساسی نظام بانکی در تدوین برنامه هفتم توسعه بود.

انتقاد خاندوزی از سیاستگذاران گذشته

سیداحسان خاندوزی، ‌وزیر اقتصاد در نخستین همایش ملی نخستین برنامه گام دوم انقلاب؛ ضرورت تغییر ریل سیاست‌گذاری با انتقاد از روزمرگی‌های موجود گفت: در جامعه‌ای که سیاستگذاران آن در گذشته به کوته‌نگری و تصمیمات فوریتی مبتلا بودند تدوین برنامه‌های توسعه فرصت مغتنمی برای خروج از روزمرگی‌هاست.

خاندوزی با اشاره به شرایط کنونی کشور از تصمیم‌سازان درخواست کرد تا با دقت بیشتری در تدوین برنامه هفتم توسعه گام بردارند و از تصمیمات فوریتی اجتناب کنند. به گفته وی در سال ۹۵ که ماه‌های پایانی تدوین برنامه ششم توسعه بود، کمتر از امروز دچار روزمرگی و فوریت بودیم. وقتی از برنامه هفتم توسعه صحبت می‌کنیم، باید فراتر از قوای مقننه و مجریه نگاه و به اجماع بین قوا توجه کنیم.

خاندوزی به تعیین تکلیف انتخاب سیاست‌ها در تدوین برنامه توسعه اشاره کرد و خطاب به تصمیم‌سازان در مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: اگر رویکرد مجمع تشخیص به تدوین برنامه تغییر کند، شاهد بهبود در برنامه توسعه هفتم خواهیم بود و چنانچه انتخاب‌های سیاستی در سیاست‌های کلی برنامه تعیین تکلیف شود، می‌توانیم به نتایج برنامه امیدوار باشیم. به گفته وزیر امور اقتصادی و دارایی، ثبات اقتصادی و مهار تورم، تسهیل جدی و کاهش هزینه تولید، افزایش سرمایه‌گذاری و صادرات و توزیع عادلانه درآمد سرفصل تدوین برنامه هفتم توسعه است و اگر اولویت‌بندی نکنیم، خروجی این برنامه هم مثل پروژه‌های متعدد عمرانی کشور می‌شود که بسیاری نیمه‌کاره و بدون نتیجه مانده است. خاندوزی مشکل کنونی کشور را ناشی از عدم علم به راهکارها ندانست. او اعلام کرد که مشکل اصلی این است که سیاستگذار در موارد تناقضات سیاست‌ها به سیاست‌گذاری خود پایبند نیست.

به گفته خاندوزی، این موضوع در بودجه هم دیده می‌شود که بخش قابل توجهی از صندوق‌های بازنشستگی و بانک‌ها ناتراز هستند و در دل خود پیامدهایی را به دنبال دارد یا اینکه ناترازی‌های دولت تشدید می‌شود و همه این موارد در برنامه ششم دیده شد، بعد توقع داریم خروجی برنامه نرخ رشد هشت درصدی و تورم تک رقمی و همه آمال و آرزوهای خوب باشد که حتما هم رخ نخواهد داد. وزیر اقتصاد اظهار کرد که برای سیاستگذاری درست از بین مسائل اولویت‌دار و مهم باید به لوازم آن پایبند باشیم و در تدوین سیاست‌ها هم التزام وجود داشته باشد همچنین دستگاه‌های دیوان‌سالار اصلاح رویه داده و شاهد تغییر برخی روندهای نظام مدیریتی، انتصاب‌ها، پاداش‌ها و تصمیم‌گیری‌ها باشیم وگرنه با دیوان‌سالاری موجود نمی‌توان به اهداف مدنظر دست یافت، نتیجه آن می‌شود که طبق ارزیابی‌ها بیشترین پایبندی به قوانین برنامه ۳۰ یا ۴۰ درصد بوده است.

دفاعیه رئیس‌کل از طرح مجلس

«یکسری روابط نیاز به اصلاح دارد که شامل روابط بانک‌ها با مشتریان، روابط بانک‌ها با بانک مرکزی و روابط دولت با بانک مرکزی و بانک‌ها می‌شود. در این مورد به عزم جدی بخش‌های مختلف اعم از قوای سه‌گانه کشور نیازمندیم.»

اینها جملات علی صالح‌آبادی، ‌رئیس کل بانک مرکزی است که در همایش مذکور خواستار توجه به ضرورت اصلاحات اساسی نظام بانکی در تدوین برنامه هفتم توسعه شد. صالح‌آبادی به انحرافات اجرایی برنامه‌های قبلی نسبت به اهداف اشاره کرد و گفت: تفاوت معناداری بین اهداف تعیین شده با آنچه محقق شده وجود دارد که آسیب‌شناسی برنامه‌های پیشین ضرورت دارد، زیرا نمی‌توان در برنامه آرمان و آرزوها را بنویسیم، اما الزامات آن را به درستی مدنظر قرار ندهیم، چراکه اهداف مورد نظر محقق نخواهد شد. صالح‌آبادی گفت: برخی دستگاه‌های ما خلأهای قانونی دارند و متاسفانه می‌گویند این موارد را در یکی از بندهای برنامه‌ توسعه بیاوریم چگونه پول زیاد در بیاوریم تا آن خلأ قانونی حل شود که چنین نگاه و رویکردی درست نیست.وی افزود: در تدوین برنامه توسعه هم به‌ بایدها و هم به نبایدها باید نگاه کنیم. همچنین محدودیت منابع مالی هم از نکاتی است که باید در برنامه به آن دقت شود، چرا که متاسفانه در تامین مالی، نگاه‌ها بانک‌ پایه است و باید بررسی کرد که چگونه می‌توان برای تامین مالی از مشارکت مردمی بهره برد. رئیس کل بانک مرکزی همچنین به طرح اصلاح ساختار بانک مرکزی اشاره کرد که در دستورکار مجلس قرار دارد. صالح‌آبادی طرح مجلس را برای اصلاح رابطه بانک‌ها و بانک مرکزی عنوان کرد و افزود: این طرح عمدتا ناظر به اصلاح رابطه بین بانک‌ها و بانک مرکزی است که نتایج قابل توجهی خواهد داشت، البته همه دستگاه‌های کشور باید کمک چگونه پول زیاد در بیاوریم کنند تا اصلاحات اساسی در نظام بانکی صورت گیرد.

دعوا در درون دولت بر سر چیست؟

«از آسیب‌های اقتصادی کشور غافل شدیم یا برای‌مان عادی شده است؛ آسیب‌هایی همچون تورم دو رقمی، بیکاری جوانان و ناهنجاری‌های اخلاقی و فرهنگی برای ما به یک پدیده عادی تبدیل شده و نمی‌توانیم آنها را مدیریت کنیم.» این جملات را طراح طرح اصلاح ساختار بانک مرکزی، محمدحسین حسین‌زاده بحرینی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در همایش مذکور اعلام کرد. به گفته بحرینی، ‌تحقق برنامه هفتم توسعه بدون اصلاح نظام بانکی و مالیاتی ممکن نیست. اصلاح نظام بانکی کشور در به نتیجه رسیدن برنامه‌های توسعه که تامین‌ مالی در آن نقش مهمی دارد یکی از پیش‌نیازهای اصلی برنامه هفتم توسعه است.» بحرینی به واکاوی این پرسش عمومی پرداخت که چرا برنامه‌های توسعه‌ای به نتیجه نخواهد رسید. به گفته بحرینی تا زمانی که به پیش‌نیازها توجه نشود برنامه‌ها به درستی تدوین و اجرا نخواهند شد. او اصلاح نظام مالیاتی، اصلاح جبران پرداخت خدمات و اصلاح نظام تامین اجتماعی کشور را از پیش‌نیازهای اصلی در به نتیجه رسیدن برنامه‌های توسعه کشور دانست و گفت: برای نخستین بار در لایحه بودجه، این دولت از مجلس خواست اصلاحات پارامتریک در قوانین مربوط به تامین اجتماعی انجام شود، اما مجلس مخالفت کرد و اصلا به صحن نرسید. وی با تاکید بر لزوم اصلاح نظام پرداخت و جبران خدمات گفت: دعوایی بین دولت و بخش خصوصی و همچنین در داخل دولت برای انواع استخدام‌ها وجود دارد. تا زمانی که نظام پرداخت همگن و قابل اتکا وجود نداشته باشد کارکنان هم انگیزه لازم را ندارند کما اینکه تفاوت پرداخت حقوق در بین بانک‌های دولتی و خصوصی باعث کم شدن انگیزه در کارمندان بانک‌های دولتی و افزایش تمایل آنها برای استخدام در بانک‌های خصوصی شده است. این نماینده مجلس با بیان اینکه باید نظام تامین اجتماعی اصلاح شود، گفت: باید اصلاحات لازم در دستگاه‌های متولی بیمه و تامین اجتماعی صورت گیرد. اکنون سازمان بازنشستگی با داشتن ردیف بودجه مبالغ زیادی از بودجه عمومی را می‌گیرد که این به صورت اپیدمی خطرناک درآمده است. وی با اشاره به اهداف تشکیل شورای هماهنگی اقتصادی گفت که متاسفانه تاکنون این شورا به وظایف ذاتی خود عمل نکرده است.

طبقه متوسط لاغر شده است

«۳۳ ‌درصد مردم به مهاجرت تمایل دارند این افراد در گروه افراد مولد، کارآفرین و نخبه قرار دارند. از نظر من حتی اگر نتوانند مهاجرت کنند و پشت صندلی خود در اداره نشسته باشند باز هم مهاجرت کرده‌اند.» این جملات تامل برانگیز بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس است که در همایش دیروز عنوان کرد و گفت: تقویت جامعه یک اولویت است. شاهد افت سرمایه اجتماعی، امید و اعتماد هستیم. حال اینکه باید بخشی از برنامه توسعه به سمت تقویت برنامه اجتماعی برود. خط فقر شامل ۵/۲۶ میلیون نفر شده است. یعنی طبقه متوسط لاغر شده، حال اینکه طبقه متوسط پیشران توسعه کشور است. باید با رشد اقتصادی پایدار به سمت تقویت طبقه متوسط برویم و مردم احساس نکنند دولت توانمندی‌اش را از دست داده است. در همین راستا لازم است مسائلی همچون آلودگی هوا، کم آبی، فرونشست، کسری بودجه و ناترازی بانک‌ها حل شود تا اعتماد مردم جلب شود. به گفته نگاهداری ۳۳درصد از مردم ایران به مهاجرت تمایل دارند که عمده آنان شامل کارآفرینان، جامعه دانشگاهی و سرمایه‌گذاران می‌شود که موتور توسعه هستند. شاید آنها مهاجرت نکنند، اما حس تعلق‌شان از بین می‌رود. باید بتوان اعتماد رفته را برگرداند‌ و حس تعلق و عدم میل به مهاجرت را ایجاد کنیم. از طرف دیگر موضوع رشد جمعیت و نرخ باروری هم مهم است چون با این وضعیت در ۱۵ سال آینده رشد جمعیت صفر می‌شود. این پژوهشگر درباره تورم ۴۰ درصدی گفت: اگر نتوانیم تورم را مهار کنیم [مشارکت] مردم را از دست خواهیم داد و بدون مشارکت مردم هیچ برنامه توسعه‌ای محقق نمی‌شود. وقتی تورم همچنان بالا باشد سرمایه‌ها به سمت تولید نرفته و به سمت سکه و دلار می‌روند.

نگاهداری درباره توسعه نیز گفت: توسعه در کشور متولی ندارد و هیچ فردی در کشور به دنبال تحقق برنامه توسعه نیست و در واقع سازمان برنامه، سازمان بودجه است که همه هم و غمش صرف بودجه می‌شود. پیشنهاد ما این است که نهادهای رسیدگی به بودجه‌های جاری از عمرانی جدا شده و حتی نهاد توسعه‌ای چابک و چالاک زیرنظر رئیس‌جمهوری شکل بگیرد. او رشد اقتصادی را پیشران توسعه دانست و گفت: در سه سال گذشته رشد اقتصادی منفی بوده که امسال مثبت شده است. این وضعیت برای نرخ تصویب سرمایه‌گذاری هم وجود دارد. ظرفیت‌های درونی رشد اقتصادی ناپایدار است که باید آن را تقویت کرد. وی با اشاره به ظرفیت‌های جمهوری اسلامی برای ترانزیت کالا در کریدور شمالی و شرقی و غربی از طریق روسیه و چین گفت: باید در حوزه اقتصادی با کشورهای همسایه مراوده داشت، حال اینکه به ظرفیت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای کم توجهی شده است. بخشی از دلیل آن هم به خاطر محدودیت‌ها و علل مختلفی همچون تحریم است. جمع‌بندی در مرکز پژوهش‌ها این بوده که باید در نظام جدید بین‌المللی جایابی کنیم چون آرایش نظام بین‌المللی در حال بازآرایی است و باید بتوانیم جای خود را درست تعریف کنیم وگرنه تاثیرات منفی برای توسعه و پیشرفت خواهد داشت. باید روی رشد اقتصادی تمرکز کرد و این موضوع به عنوان دال مرکزی برنامه هفتم توسعه باشد. رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس تمرکز بر برداشتن موانع سرمایه‌گذاری را امری مهم برشمرد و گفت: باید به سمت اقتصاد منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای حرکت کرد و دیپلماسی اقتصادی در دستور وزارت خارجه باشد. اگر ما با جنگ اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنیم باید رویکرد دستگاه دیپلماسی هم به این سمت باشد. حتی رایزنی‌های اقتصادی هم با هدف استفاده از فرصت‌های اقتصادی در منطقه و فرامنطقه تعیین شود. نگاهداری رشد صنعتی در سال‌های گذشته را منفی خواند و گفت: خروجی صادرات صنایع و ارزش افزوده و فناوری ما پایین است پس باید روی رشد صنعتی با تحول در فناوری‌های نوین تمرکز کرد. اکنون باید به سمت هدفمندی شرکت‌های دانش‌بنیان و ارتقای کیفی زنجیره‌های صنعتی و خدمات اجتماعی رفت. وی با اشاره به وضعیت بخش کشاورزی گفت: ما در سه سال گذشته با رشد واردات غلات مواجه بودیم و واردات محصولات غذایی و کشاورزی ۱۸ میلیارد دلار بوده است. بخش اعظمی از کشاورزی هم وابسته به منابع آب زیرزمینی است. تداوم این مدل کشاورزی پاسخگوی امنیت غذایی نیست.

ضرورت اصلاح نظام حکمرانی

همچنین در این همایش سید‌شمس‌الدین حسینی، رئیس کمیسیون ویژه جهش و رونق تولید و نظارت بر اجرای سیاست‌های اصل ۴۴ قانون اساسی نیز از لزوم اصلاح حکمرانی و تغییر در نظام برنامه‌ریزی سخن گفت. به گفته حسینی به تجربه و تحلیل بین‌الملل توجه کمی داریم؛ به‌نحوی که در برنامه اول به دلیل تحریم موفق نبوده‌ایم و در برنامه ششم هم یکی از دلایل عدم موفقیت آن تحریم بوده است و این یعنی نتوانستیم مشکلات را حل کنیم. وی‌ افزود: در حال حاضر اقتصاد ایران با کندی سرمایه‌گذاری و رشد و بیکاری و تورم مواجه است. تشکیل سرمایه ثابت از منظر تقاضا بدترین وضعیت را دارد و فشار بسیاری در تامین مالی ما بر دوش نظام بانکی است. به گفته این نماینده مجلس، در تدوین برنامه توسعه هفتم، تاکید بر کیفیت است. برنامه توسعه را باید در سطح سند حکمرانی دید وگرنه به آیین‌نامه اداری تبدیل خواهد شد و اگر محیط کسب‌وکار بهتر نشود شاهد توفیقاتی در کشور نخواهیم بود. حسینی با بیان اینکه رشد ۸ درصدی اقتصاد فراتر از توان کشور نیست، گفت: برنامه توسعه هفتم باید مشکل شکاف عملکرد با اهداف را حل کند.

به گفته وی به‌طور رسمی از ۱۳۲۵ درگیر برنامه توسعه هستیم و در این زمینه سابقه ۷۶ساله داریم که خودش یک ظرفیت است. حسینی تصریح چگونه پول زیاد در بیاوریم کرد: در آن زمان مشخص کرده بودند که ۶۳میلیارد ریال پول نیاز است تا اهداف توسعه‌ای که تعیین کردند محقق شود. متاسفانه به اهدافی که در شاخص‌های مختلف رشد اقتصادی و تورم و نرخ بیکاری تعیین کرده بودیم، نرسیده‌ایم. حسینی گفت: اهداف و عملکرد برنامه‌های توسعه باهم قابل قیاس نیست؛ البته بین ظرفیت و عملکرد هم فاصله خیلی زیاد است و برنامه‌ توسعه هفتم باید مشکل شکاف‌ عملکرد با اهداف را حل کند.

مارال فرجاد از تجربه شیمی درمانی خود می گوید + ویدیو

مارال فرجاد در اینستاگرام خود درباره تجربه شیمی درمانی خود نوشت

مارال فرجاد، بازیگر ۳۹ ساله تئاتر، سینما و تلویزیون، مدتی است در کشور مجارستان درگیر درمان بیماری سرطان خویش است. او آرزو دارد سرطان را مغلوب کند و دوباره حرفه مورد علاقه خود، بازیگری بازگردد. فرجاد با انتشار ویدیویی از دوران شیمی درمانی خود در اینستاگرام، درباره تجربه ابتلا به سرطان و چالش های شیمی‌درمانی اش نوشت.مارال فرجاد با انتشار ویدیویی از اتاق شیمی درمانی که آهنگ «خونه ی ما» از مرجان فرساد روی آن بود نوشت: «حالا به معاشرت طولانیم با این درد که فکر می‌کنم، می‌فهمم بسیاری از جزییات را از یاد برده‌ام. جزییاتی دردناک، رنج‌آور و گاه از حد طاقتم فراتر. احتمالا همین فراموشی است که به ما کمک می‌کند طاقت بیاوریم.

هیچ‌وقت دچار بیماری سختی نشده‌بودم و شیمی‌درمانی برایم تنها اسمی در فیلمنامه‌هایی بود که می‌خواندم. بله، فکر می‌کردم زنی رویین‌تن هستم، و بعد، یک‌باره و ناگاه همه‌چیز فروریخت. گفتند هر ۲۱ روز باید همسفر داروها شوم، سفری بی‌نهایت دردناک. نخست موهایم را کوتاه کردم، موهایی که تنها یک‌بار در کودکی کوتاه شده بودند. موهایم رفت، و این نه پایان ماجرا که تازه شروع رنجی مدام و طولانی بود.

مارال فرجاد در اینستاگرام خود درباره تجربه شیمی درمانی خود نوشت

عذاب قوی‌ماندن، سخت ترین بخش بیماری طولانی است. می‌توانم جزییاتی برای شما تعریف کنم که در گریه با من شریک باشید، اما بگذارید برایتان بگویم چطور این دوران جنون‌زده را طاقت آوردم و می‌آورم: با فکر کردن به آنها که دوستشان دارم. من از بیماریم یاد گرفتم به قطره‌های داروی شیمی‌درمانی، به سان ذره‌های مهربان نور نگاه کنم. یاد گرفتم دردم را دوست بدارم و وقتی گریه می‌کنم، وقتی می‌خندم، وقتی حرف می‌زنم، همیشه و در همه حال از یاد نبرم زندگی با همه تلخی‌ها، موهبتی است که باید قدرش را بیشتر و بیشتر بدانم.

بعدتر شاید برایتان به تدریج نوشتم چگونه در غربت و دور از همه کسانی که دوستشان دارم و دور از حرفه‌ای که عشق زندگیم است چگونه تاریکی شبهای تنهایی را به تاریکی پشت پلکهای بسته از درد گره زدم، ولی ایمانم را به نور از دست ندادم.

شاید برایتان گفتم چگونه مثل کوهنوردی خسته با هر قدمی که برداشتم مردم و زنده شدم، اما کم نیاوردم و ادامه دادم تا به قله برسم. من ادامه دادم. ادامه می دهم. چرا که من، با رنج و درد و اندوه ولی با قلبی روشن و گرم، مسافر کوچک شهر امیدم. با لبخندی ساده و قلبی مطمئن که حالا مرا واقعا رویین‌تن کرده. خسته و کلافه ورنجورم، اما رقصان و سبک‌بال و پذیرا. و تا قله، تا بهبود، تا لبخند خواهم‌رفت.همین.»

بیوگرافی مارال فرجاد

مارال فرجاد در اینستاگرام خود درباره تجربه شیمی درمانی خود نوشت

مارال فرجاد متولد ۱۳۶۱ در تهران، فرزند جلیل فرجاد، بازیگر شناخته شده است. خواهر کوچک تر او مونا فرجاد که متولد سال ۶۳ است نیز در عرصه ی بازیگری فعالیت دارد. مارال فرجاد لیسانس ریاضی و فوق لیسانس عکاسی دارد. در سال ۶۴ وقتی تنها ۳ سال داشت برای اولین بار سریالی تلویزیونی به نام «اخلاق در خانواده» جلوی دوربین رفت و از ۸ سالگی بازی در تئاتر را آغاز کرد. او فعالیت حرفه ای خود را در سال ۷۷ با بازی در سریال کت جادویی به کارگردانی محمدحسین لطیفی آغاز کرد. در سال ۸۴ با بازی در فیلم سینمایی شام عروسی به کارگردانی ابراهیم وحیدزاده وارد سینما شد.

مارال فرجاد در اینستاگرام خود درباره تجربه شیمی درمانی خود نوشت

فرجاد از آن زمان در فیلم ها و سریال های زیادی نقش آفرینی کرده که از معروف ترین آن ها می توان به فیلم های سینمایی ماهور و خوب بد جلف ۲ و سریال های کت جادویی، عملیات ۱۲۵، برادرجان، زمین گرم و باخانمان اشاره کرد. او شبکه نمایش خانگی را هم با سریال های خواب زده و خوب بد جلف رادیو اکتیو تجربه کرده است.

روایتی از حضور نیم‌روزه در «مهمان‌شهر»؛ افغانستان کوچک

روایتی از حضور نیم‌روزه در «مهمان‌شهر»؛ افغانستان کوچک

فقط کافی است کمی بیش از دیگران به مهاجران افغانستانی ساکن ایران نزدیک شوید تا آنها خاطرات مربوط خود یا نزدیکانشان را از زندگی در مهمانشهر نربت جام برایتان تعریف کند.چگونه پول زیاد در بیاوریم

حسین بیات | شهرآرانیوز؛ آمار‌ها می‌گویند که خراسان رضوی میزبان بیشترین جمعیت پناهندگان افغانستانی است. بیشتر این جمعیت پناهنده در مشهد و شهر‌های اطراف آن متمرکز هستند؛ از جمله در مهمان شهر تربت جام که ۳۳۳۶ پناهنده افغانستانی در آن ساکن هستند.

چندی پیش با هماهنگی اداره کل امور اتباع و مهاجران خارجی خراسان رضوی، فرصتی فراهم شد تا مهمان مردم «مهمان شهر» باشیم؛ شهری که در ۸۸ کیلومتری مرز افغانستان میزبان پناهندگان افغانستانی است. آنچه می‌خوانید، روایت حضور نیم روزه ما در افغانستان کوچک مهمان شهر است.

روایتی از مهمانشهر

یک شهر ۲۹ ساله

ساعت ۹ صبح به مهمان شهر می‌رسیم؛ با این وجود خلوت خلوت است. بیشتر جمعیتش که در سن کار هستند، یا بیرون از مهمان شهر کارگری زمین‌های کشاورزی و ساخت وساز‌های شهر را‌ می‌کنند یا همین جا داخل کارگاه‌های تولیدی هستند. همین است که در گرمای تیرماه و در جوار سایه‌های مختصرش فقط بچه ها‌ی خرد و افراد سالمند را‌ می‌شود دید. می‌دانم مهمان شهر با هدف اسکان اقشار آسیب پذیر پناهنده و تسهیل در امور آن‌ها سال ۱۳۷۳ (۱۹۹۴ م) در کشور دایر و فعال شده است.

البته آن سال‌ها چادر‌هایی برپا بوده و هر خانواده پناهنده داخل یک چادر زندگی می‌کرده اند تا سال ۱۳۷۸ که مهمان شهر ازسوی کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به رسمیت شناخته می‌شود و پروژه چهارساله ساخت ۹۲۸ واحدمسکونی، مدرسه، درمانگاه، کتابخانه و فرهنگ سرا برای اسکان و استفاده پناهندگان کلید می‌خورد.

شمایل مهمان شهر همان است که سال ۱۳۸۲ بوده. اگر از پارک کم سال مهمان شهر و آدم‌هایی که آمده و رفته اند بگذریم، این شهر ۲۹ ساله درست عین روز اول خود است؛ البته تکیده تر، البته خسته تر.

نخواستم کسی را بکشم

سیدعزیز حسینی یکی از همان معدود سالمندان مانده در صبح مهمان شهر است. نشسته بر نیمکت وسط بازار می‌گوید: نمی‌دانم، خیلی سال است اینجایم، همه جا چادر بود و عقرب و هزارپا.

در جریان حمله شوروی به افغانستان آمده است ایران، برای آنکه دستش به خون پدر یا برادری آلوده نشود. می‌گوید: پدر، پسر را‌ می‌کشت و پسر، پدر را؛ من گفتم کسی را نکشم بهتر است؛ آمدیم ایران. عراق هم به ایران حمله کرده بود. اول کرمان و جیرفت؛ بعد هم چند سالی مشهد و دست آخر هم آمدیم تربت جام.

سیدعزیز اگر کاری باشد، کارگر روزمزد است، عین بچه ‎هایش، اما حالا که نیست، نشسته است به وقت گذرانی. با اینکه از خاندانش کسی در مهمان شهر نیست و همه افغانستان هستند، اما دلش برای آنجا تنگ نشده است؛ «جوان بودم که آمدم؛ از جایی نزدیک «ترین کوت» مرکز ولایت ارزگان؛ آنجا هیچ چیز ندارم که بروم؛ نه زمینی، نه خانه ای؛ عین همین الآن.»‌

می‌پرسم مشهد و زیارت هم می‌روی که چهره‌اش می‌شکفد: «ها، برجی یک دفعه می‌رویم حرم.»

شهر مهمان‌های ما

یک وجب خاک می‌خواهیم برای خاک شدن

مشابه غمی را که در صدای سیدعزیز شنیده ام، در صدای خاک نژاد خادم سالخورده مسجد محمد رسول ا. (ص) هم می‌بینم. او سال هاست که اینجاست. می‌گوید: تاریخ را که بلد نیستم، اما ۲۷ سال شده است که اینجایم.

بولوار اصلی اینجا را «وطن» نام داده‌اند، چه نام غریبی! در آن همقدم خاک‌نژاد می‌شوم تا فرعی مسجد. دوچرخه اش را به دیوار تکیه می‌دهد تا برود و اسباب نمازظهر را برپا کند. قبل رفتن می‌گوید: اینجا روزشماری می‌کنیم. همین که به شب می‌رسیم، می‌گوییم «شکر!»‌

می‌پرسم خیال برگشتن ندارد که سرتکان می‌دهد که بغض روبه گریه اش از صدا بریزد به شانه؛ «افغانستان که هیچ، فقط از خدا یک وجب خاک می‌خواهم که همین جا کنار امام رضا (ع) خاک شویم.»

خنکای مسجد و گرمی کلاس‌های قرآنی

سری به خنکای درون مسجد می‌کشم. محل برگزاری مراسم مذهبی و عبادی مهمان شهر، در این ساعت به کلاس درس قرآن تبدیل شده است. حجت الاسلام سیدقاسم خسروانی از سه سال پیش که اینجا ساکن شده، کارش شده است آموزش خواندن و ترجمه قرآن و بعد صرف و نحو. دست از شنیدن قرآن خوانی پسربچه کنارش می‌کشد و‌ می‌گوید: کرونا همه برنامه‌ها را تعطیل کرد. جدا از این کلاس‌های قرآنی، برنامه ورزش باستانی و پیاده روی هم داشتیم. حدود ۱۵۰ نفر دور اردوگاه می‌گشتیم.

با حضور این روحانی، اینجا چندین کلاس آموزشی برگزار می‌شود و حدود ۱۰۰ نفر از بچه‌ها و نوجوانان مهمان شهر پای آن‌ها می‌نشینند. این کلاس‌های درس از معدود جا‌هایی است که بچه‌های پناهنده می‌توانند در آن‌ها شرکت کنند؛ برای همین حسابی به یادگیری و حضور در آن‌ها دل می‌دهند.

شهر مهمان‌های ما

بچه مهمان شهرم

از مسجد بیرون می‌آیم. بیرون مسجد، احمد مختاراقبال را‌ می‌بینم که کلاس چهارم است. می‌گوید: فقط در خانه هستم. بعدازظهری برای همین کلاس قرآن به مسجد می‌آیم و شب هم می‌رویم پارک. آن طور که او می‌گوید، یک ماه پیش از کابل آمد ه اند. پدرش آنجا در کار نظام بوده است و اینجا به کار چگونه پول زیاد در بیاوریم چغندر یا دامداری مشغول است. می‌گوید: قاچاقی از بیراهه آمدیم. سه روز تا مرز در راه بودیم.

زهرای هفت ساله، اما برخلاف احمد، مهمان جدید مهمان شهر نیست. او همین جا دنیا آمده است. می‌گوید: ده تا دوست دارم و با آن‌ها شب شبا (قایم باشک) بازی می‌کنم.

ام البنین رحیمی هم مثل زهرا بچه مهمان شهر است. ۹ سال پیش همین جا دنیا آمد. پدرش در بازار میوه فروشی دارد و با کمک برادر‌ها خرج خانواده هشت نفره شان را درمی آورد. او برخلاف احمد و زهرا دوست دارد به افغانستان برود و آنجا را ببیند؛ چون پدربزرگش آنجاست.

تولید ماهانه ۲۰۰ هزار تکه لباس

کارگاه کارآفرینی مهر هم جوار مسجد است؛ کارگاهی که با مشارکت خیریه امام محمدباقر مشهد دایر شده است و ۱۱۰ نفر از جوانان پناهنده در آن مشغول کار هستند؛ ۸۵ خانم و ۲۵ آقا. وارد می‌شوم. قسمت چپ ورودی کارگاه رنگ است و چند پسر جوان با شابلون‌های رنگی، طرحی را روی پارچه‌ای چاپ می‌کنند؛ پارچه‌ای که تا چند ساعت دیگر و پس از خشک شدن می‌رود زیر دست یکی از دوزنده‌های ساکن بغل. همه کار‌های تولید همین جا انجام می‌شود؛ از برش تا دوخت.

مسئول کارگاه می‌گوید: این کارگاه محل درآمد خانواده‌های زیادی است و سود زیادی برای خود خیریه ندارد. هدف اصلی از ایجاد آن هم اشتغال زایی است.

آن طور که او می‌گوید، این خیریه مدیریت چند گروه تولیدی را برعهده دارد و پارچه‌های بافته شده توسط یکی از گروه‌ها را، می‌رساند به کارگاه مهمان شهر تا ماهانه ۱۸۰ تا ۲۰۰ هزار تکه لباس کودک یا بیمارستانی تولید شود.

شهر مهمان‌های ما

فرصت‌های کم شغلی

زهرا حسینی یکی از کارگران این کارگاه است. دوساله بوده که به مهمان شهر آمده و بیست ویک ساله بوده که به این کارگاه آمده است. می‌گوید: از جنگ فرار کردیم و آمدیم اینجا که یکدست خالی بود. الان خیلی بهتر شده است. آن روز‌ها غیر خاک بازی و گل بازی کاری نمی‌شد کرد.

او کارگاه‌های دوزندگی مهمان شهر را تنها فرصت شغلی خود و دیگر دختر‌ها می‌داند و‌ می‌گوید: بیشتر دختر‌های مهمان شهر اگر در خانه یا در مدرسه نباشند، اینجا هستند. پدر من سال خورده و ازکارافتاده است و همین کار، خرج خانواده چهارنفره ما را‌ می‌دهد.

آرزوی او پیشرفت است و اینکه آزاد باشد. می‌گوید: اینجا امکان تحصیل هست، اما فقط تا قبل کنکور برای بیشتر خانواده‌ها خوب است. بعد از آن مشکلات مالی، بسیاری از دختران را از درس خواندن بازمی دارد و‌ می‌روند سمت کار. خانم‌های اینجا جز کار، کار دیگری ندارند و بیشترشان از این یکنواختی، افسردگی می‌گیرند. اگر امکانات ورزشی یا آموزشی بیشتر دراختیار باشد، امکان پیشرفت بیشتری داریم.

با وجود همه کاستی‌هایی که زهرا می‌گوید، او از امنیت اینجا راضی است و در مقایسه با افغانستان آن را مغتنم می‌شمارد؛ همان شرایطی که خیلی‌ها را همچون فاطمه امید، ناچار به ترک کشور کرده است. او جزو پناهنده‌های جدید است که به مهمان شهر آمده است و اینجا روزی تا ۱۵۰۰ لباس اتو می‌زند. آرزویش این است که «کشورش جور شود و برگردد». می‌گوید: در کابل محصل بودم و کار نمی‌کردم، اما اینجا مهاجریم و به پول نیاز داریم. برای همین من، مادرم و دو برادرم کار می‌کنیم؛ آن‌ها می‌روند سر زمین‌ها و من می‌آیم اینجا. همه دختر‌ها می‌آیند اینجا.

پناه آوردن نظامیان

وارد خیابان اصلی مهمان شهر می‌شوم؛ ازآنجاکه نانوایی امروز تعطیل است، کلینیک بهداشتی درمانی، شلوغ‌ترین مکان مهمان شهر در این ساعت است. اینجا هم آزمایشگاه و خانه بهداشت دارد، هم پزشک و داروخانه. محمدکریم را دم در‌ می‌بینم که پسر دو سال و سه ماهه اش را آورده درمانگاه. می ‎گوید: در نظام بودم. آنجا گزارش می‌دادند که چه کسی در نظام بوده. خانه به خانه «تلاشی» (تجسس و بازرسی) می‌شد؛ بعد که مشخص می‌شد چه کسی نظامی بوده است، شب می‌آمدند و آدم را‌ می‌بردند. برای همین گریختم.

اقوام محمدکریم قبلا به مهمان شهر آمده بودند و او می‌دانسته که چنین جایی، پذیرای پناهنده‌هایی است که دستشان خالی است.

نورمحمد حسنی هم حالا که مشغول تمیزکاری دیوار‌های رنگ خورده درمانگاه است، سرنوشتی مشابه محمدکریم دارد. می‌گوید: بیست روز بعد آمدنم، همسایه ‎ها زنگ زدند و خبر دادند که نیرو‌های طالبان فهمیده اند من نظامی بوده ام؛ برای همین رفته بودند در خانه ام تا جلبم کنند.

او اگرچه از اینکه شغل خودش را از دست داده ناراحت است، اما خوشحال است که آواره نیست. می‌گوید: اینجا سرپناهی داریم، خدا را شکر. اگر افغانستان خوب شد، بر‌ می‌گردیم، اما معلوم نیست چه می‌شود. فعلا که به جمهوری اسلامی ایران پناه آورده ایم.

ماما که شدم، دوباره برگشتم مهمان شهر

درمانگاه چندنفر مراجعه کننده دارد و هشت نفر پرسنل. همه جز پزشک عمومی، افغانستانی هستند. یکی شان مرضیه خاوری، مامای مرکز است که سال ۷۵ در همین مهمان شهر به دنیا آمده است. او‌ می‌گوید: تا کنکور همین جا خواندم، دانشگاه را در مشهد بودم، اما دوباره برگشتم اینجا تا به مردمم کمک کنم. من اینجا بزرگ شدم و صمیمیت بین مردم را دوست دارم، ضمن اینکه پدر و مادرم پرسنل همین درمانگاه هستند.

او اینجاست تا مراقبت‌های قبل از بارداری تا پس از آن را به خانم‌های پناهنده ارائه کند. می‌داند اگر حمایت‌های پدرش نبود، یا باید ازدواج می‌کرد یا درنهایت کارگر یک کارگاه می‌شد؛ برای همین به بچه‌های مهمان شهر توصیه می‌کند که فقط درس بخوانند و هیچ وقت ناامید نشوند. بعد رو به مسئولان ایرانی می‌گوید: آن‌هایی که درس می‌خوانند باید اینجا به کار گرفته شوند تا بقیه بچه‌ها انگیزه بگیرند و بدانند کاری منتظرشان است. بچه‌ها اگر تحصیل کنند و کاری نباشد، ناامید و افسرده می‌شوند. مسئولان باید از این فرصت استفاده کرده چگونه پول زیاد در بیاوریم و زمینه رشد استعداد‌های مهاجر را فراهم کنند.

شهر مهمان‌های ما

روبه روی مرکز بهداشت و در آن سوی بولوار وطن، فرهنگ سرا و کتابخانه قرار دارد؛ یکی دیگر از جا‌هایی که بچه‌های مهمان شهر دوستش دارند، بچه‌هایی مثل محمد حسینی و روح ا. حسینی. روح ا. نه ساله چهار ماه پیش آمده و بیش از هر چیز، گریختن و مهاجرت را تجربه کرده است. می‌گوید: از کابل به هرات و از آنجا به ایران آمدیم. خیلی ترسیده بودم؛ ما را در راه هم تلاشی کردند، اما آخر رسیدیم به مرز. الان اینجا خیلی خوب است. روز‌ها به کتابخانه می‌آیم و کتاب می‌خوانم و بعد به مسجد می‌روم.

او دوست دارد پلیس شود و به مملکت خود خدمت کند. محمد هم داستانی شبیه او دارد؛ پدرش عسکر (نظامی) بوده است. می‌گوید: جانمان چگونه پول زیاد در بیاوریم در خطر بود، آمدیم. هر روز ساعت ۱۱ تا ۱۲ اینجا هستم. کتاب را دوست دارم و همیشه می‌خوانم.
او هم می‌خواهد دکتر شود؛ «می خواهم به مردمم خدمت کنم تا کسی مریض نباشد و همه سالم برگردیم به افغانستان.»

فقط ایران پناهنده را می‌پذیرد

بولوار وطن را تا آخر می‌رویم، همین طور فرعی هایش. داغی هوا همه آن‌هایی را که سر کار نیستند، چپانده داخل چگونه پول زیاد در بیاوریم خانه ها. مهمان یکی شان می‌شویم؛ جایی که معصومه مرادی به تازگی با فرزند و شوهرش از مزارشریف آمده. خانه کوچکی است؛ یک ورودی کوچک که آشپزخانه شده و یک اتاق خواب که همه در آن می‌خوابند. می‌گوید: پول کافی نداشتیم که جایی برویم. شنیدیم که اینجا کمک می‌کنند. آمدیم و به ما جا دادند.

اشاره می‌کند به یخچال نویی که کنج اتاق است و ادامه می‌دهد: ما همه چیز داشتیم و خانه مان برقرار بود، اما شبانه بیرون زدیم و هیچ نتوانستیم بیاوریم. همه وسایل را اینجا دادند. محمدعلی مرادی، برادر شوهر معصومه، می‌گوید: من دانشجوی داروسازی بودم. درس را در ترم هشتم تمام کرده بودم که دولت سکوت کرد. نتوانستم مدرک بگیرم؛ الان اینجا کار کشاورزی می‌کنم.
او می‌گوید: کشور‌های دیگر پناهنده نمی‌پذیرفتند و فقط ایران بود. نظر چگونه پول زیاد در بیاوریم به کمبود شرایط اقتصادی، آمدیم مهمان شهر تا کمک بگیریم.‌
می‌پرسم برنامه اش چیست؛ تلخ می‌گوید: برنامه! معلوم نیست؛ بی سرنوشتیم فعلا.

شهر مهمان‌های ما

تلاش می‌کنیم با کمترین هزینه ممکن کار را بگردانیم

سیدجعفر حسینی
رئیس شورای خودگردان مهمان‌شهر

مهاجرم. سال ۶۱ به ایران آمدیم. تا سال ۷۳ در مشهد بودیم و بعد از آن به مهمان شهر آمدیم. از سال ۸۴، چون کمک‌های بین المللی کم شد، دولت برای کاهش هزینه هایش پیشنهاد تشکیل شورای خودگردان را برای مدیریت مهمان شهر داد. هرسال انتخابات برگزار می‌شود و مجمع نمایندگان انتخاب می‌شود. مجمع هفت نفر عضو شورای خودگردان و دوعضو علی البدل آن را انتخاب می‌کند. شورا هم شهردار را انتخاب می‌کند. بعد از آن، هزینه ‎های سالانه را برآورد می‌کنیم و مطابق آن، سرانه ماهانه‌ای از مردم دریافت می‌شود.

اولویت، حقوق کارگران و کارکنان است و بعد از آن، قبوض برق و آب؛ سپس وسایل نقلیه و هزینه نگهداری. تلاش می‌کنیم با کمترین هزینه ممکن کار را بگردانیم. از هر خانوار ۱۵۰ هزار تومان و از برخی که شرایط اقتصادی خوبی ندارند، ۱۰۰ هزار تومان می‌گیریم. هر نفر پناهنده از طرف سازمان ملل ماهیانه ۱۰۰ هزار تومان یارانه می‌گیرد؛ برای همین می‌توانند سهم خانواده خود را بدهند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا